کتاب حکمروایی نوین شهری: رویکردها، مفاهیم، مسائل و چالشها (جلد دوم)، حاوی مطالب ارزشمندی از استادان برجسته مطالعات فرهنگی و اجتماعی شهری، با رویکرد میان رشتهای، انتقادی و کاربردی متمرکز بر این حوزه نگاشته شده.
در جلد دوم این اثر، مقالاتی با درونمایهٔ نهادهای اجتماعی در مدیریت شهری (شورایاری، سازمانهای محلهمحور و طرح مدیریت محله)، بازشناسایی چالشهای حقوقی شهرداری به منزلهٔ نهاد اجتماعی و همچنین مقالاتی دربارهٔ بررسی سیر تحول شهرداری تهران، از سازمانی خدماتی تا نهادی اجتماعی وجود دارد.
در شهرهای در حال پیشرفت پژوهشهای اجتماعی و فرهنگی شهری، بخش ضروری و مهم فعالیتهای سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرای مدیریت شهر است. با وجود داشتن شباهتها، نباید این نوع پژوهشها را همانند پژوهشهای بنیادی دانشگاهی دید؛ زیرا تعریف مدیران و کارگزاران و فعالان پژوهش شهری، با تعریفهای رایج در کتابهای برنامهریزی و مدیریت شهری دانشگاهها متفاوت است.
طبق نظریات مدیران شهری، پژوهشهای اجتماعی و فرهنگی شهری، باید بتواند دانش فرهنگی عمومی حیاتی برای زیستن در شهر و نیازهای شهری، فعالیت شهری و کسب و کار و اشتغال در محیط شهری را برآورده کند؛ بنابراین پژوهشهای یاد شده، باید رویکردی کیفی و فرارشتهای داشته و از دستاورد حوزههای مختلف علوم انسانی مانند جغرافیا، برنامهریزی، جامعهشناسی، انسانشناسی و مانند اینها به گونهای کارآمد و سودمند بهره ببرد تا به کار مدیریت شهر و زندگی در شهر بیاید.
همانطور که میدانید هم اکنون پژوهش اجتماعی و فرهنگی شهری، تحت تأثیر دگرگونیهای تاریخی و فناورانه، نیازهای نو شونده و اقتضائات جامعه شهری، نیازمند بازتعریف است. افزون بر این باید دانست که رویکردها و بینش غالب پژوهش اجتماعی و فرهنگی شهری که در سایر جوامع رایج هستند، ضرورتاً راهگشای مسائل و مشکلات همه جامعهها نیستند و هر جامعهای باید به اقتضای موارد منحصر به فردی که با آنها درگیر است، رویکرد و روش متناسبی را در پیش گیرد.
بر این اساس تحقیقات اجتماعی و فرهنگی شهری، خود نوعی فعالیت فرهنگی مرتبط به جامعه هدف است و افرادی که در کار پژوهش شهری هستند، نخبگان فعالان فرهنگی هستند که در راستای تحقق هدفهای توسعهگرا، بهبود وضعیت شهر را توسعه میهند.
در بخشی از کتاب حکمروایی نوین شهری: رویکردها، مفاهیم، مسائل و چالشها (جلد دوم) میخوانیم:
برای تعریف وضعیت مطلوب فرهنگی نهاد شهرداری، باید فرایندی را که شامل مراحل زیر است، طی کنیم: 1) مشخص کردن تعریفی از نهاد اجتماعی؛ 2) مشخص کردن مهمترین ویژگی نهاد در ارتباط با وضعیت مطلوب فرهنگی حاکم بر آن و ارائه تعریفی عام از وضعیت مطلوب فرهنگی یک نهاد با استفاده از مفاهیم نظریه روش تحلیل گفتمان طرح شده در بخش نخست مقاله؛ 3) ترسیم وضعیت مطلوب فرهنگی شهرداری با استفاده از آگاهیهای به دست آمده در دو مرحلۀ قبل. در این قسمت به دو مرحلۀ نخست میپردازیم و برای ورود به مبحث نهایی یعنی ترسیم وضعیت مطلوب فرهنگی شهرداری به منزلۀ نهاد اجتماعی، آماده میشویم.
از آنجا که به مرحلۀ نخست و بخشی از مرحلۀ دوم این فرایند در کوششی دیگر (فاضلی و فتاحی، 1390) پرداخته شده است، در ارتباط با این مراحل صرفاً به ارائه مختصری از آن در این بخش اکتفا میشود. به اعتقاد ما، نهاد مجموعهای از انتظارات فردی به اشتراک گذارده شده دربارۀ کنش جمعی خود تحکیمبخش در یک موقعیت اجتماعی است که به یک یا چند نیاز در درون جامعه پاسخ گفته و دارای ابزار ارتباطی خاص خود برای برقراری روابط در درون و بیرون از ساختار خود بوده و اهداف، قواعد و سنتها دربارۀ اینکه کارها در درون آن چگونه باید انجام بگیرد، با ارزشها اشباع شده است. نهاد به کمک ابزار ارتباطی، اشباع ارزشی و انتظارات فردی مشترکی که میان کنشگران ایجاد میکند، خصیصۀ هماهنگ کننده بودن دارد و فائق آمدن بر مسئله هماهنگی برای کنش جمعی را تسهیل میسازد (فاضلی و فتاحی، 1390).
بله
















