آیا از عاشقانه های آبکی که الکی یهو عاشق هم میشن و برای هم میمیرن خوشتون میاد؟ پس حتما این کتاب رو بخونید. شخصیت ها باورپذیر نیستن، مثلا کارکتر زن اصلی یه لحظه هایی یه دختر ضعیف ترسوئه و یه زمانی میشه به زن پیشرو فم فتال خفن که هیچی جلودارش نیست. مرد داستان هم به همین صورته که یا یه مرد فاسده یا فرشته ی آسمونی و نمیشه باورشون کرد. شیمی بین کارکتر ها هم خیلی هول بازیه و البته بیشترش هم به لطف خدا سانسور شده! داستان چیز خاصی برای گفتن نداره و کلیشه ی ازدواج یه دختر ساده با یه مرد فوق پولدار خوشتیپ خداماننده که به حول و قوه ی الهی هیچ عیب و ایرادی نداره و سرتا پا عاشق دختره اس. این وسط مقداری هم اذیت میشن و رنج عاشقی میکشن (به جون خودم بی دلیله). دیگه جونم براتون بگه که ازین کتاب هاس که با نفرت خاصی شروعشون میکنم و تا تهش رو میخونم به امید این که یه چیزی بشه ولی کلیشه خالصه چیز خاصی نمیشه با خیال راحت بخونید.
این کتاب برای من فقط یه عاشقانه ی ساده نبود و چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد، گذشته ی سنگین هر دو شخصیت اصلی بود. رابرت بعد از اتفاقی که پدربزرگش برای جدا کردنش از لوسی رقم زد، عملاً زندگی خودش رو رها کرد و ۱۲ سال توی قمار، شراب و بی قیدی گذروند. چیزی که برام جالب بود اینه که پشت اون ظاهر بی خیال و عیاش، یه آدم کاملاً آسیب دیده وجود داشت. هلنا هم دست کمی از رابرت نداشت. از بچگی سختی های زیادی کشیده و حتی بدنش پر از جای زخم و آثار شکنجه ست، ولی با وجود همه ی این اتفاقات، شخصیتی ضعیف و ترحم برانگیز نداره و همین باعث شد بیشتر دوستش داشته باشم. رابطه ی این دوتا هم خیلی راحت شکل نمی گیره و پر از دردسر، سوءتفاهم و اتفاقاته. به نظرم نقطه قوت داستان همین بود که هر دو نفر گذشته ای داشتن که روی رفتار و تصمیم هاشون تأثیر گذاشته بود و قرار نبود با یک عاشق شدن ساده همه چیز magically درست بشه. در کل داستان کشش خوبی داشت و شخصیت های اصلی برام قابل لمس بودن. شاید بعضی جاها می شد اتفاقات بهتر پردازش بشن، ولی در مجموع از خوندنش لذت بردم و رابطه ی رابرت و هلنا برام جذاب بود. 😎
سلام و درود، خانم کریستی کالدول، نویسنده کتاب های عاشقانه دوران دوک ها و دوشس ها می باشد که از ویژگی های قهرمانان او محبوب بودن علیرغم همه نواقص و کاستی ها و زشتی ها می باشد. کتاب داستان عاشقانه و تاریخی اشراف زاده ی جوانی به نام رابرات را روایت می کند که در روز عروسی مخفیانه اش می فهمد که نامزدش به او خیانت کرده است. داستان قمارباز سرکش (The Rogue's Wager) اثر کریستی کالدول (Christi Caldwell) جلد اول از مجموعه ی چهار جلدی عروس های گناهکار است که البته در کتابراه فقط دو جلد آن موجود می باشد. "پول و عنوان، زندگی و احساسات کسی را در امان نگه نمی دارد. "جمله ای در کتاب که تمام قهرمانان اصلی و فرعی کتاب در برهه های مختلف زندگی خود به آن رسیدند. داستان با رابرت در دهه بیست زندگی و صحنه سازی پدربزرگ رابرت (و دوک بزرگ) برای پی بردن رابرت به ماهیت اصلی لوسی، خدمتکاری که عاشقانه دوستش می داشت آغاز شد و بعد از سرخوردگی رابرت و تبدیل او به یک قمارباز سرکش، و در دهه سی زندگیش با ورود هلنا به صحنه نمایش ادامه پیدا می کند و در پایان این رابرت و لوسی هستند که علیرغم تمام مشکلات عشق واقعی را پیدا می کنند. رمان زیبایی است و پر کشش ولی به نظر من ناقص، جاداشت که از زندگی لوسی و مادر و برادر هایش اطلاعات بیشتر کسب می شد. چرا به یکباره پدرش آنان را رها کرد بدون هیچ پشتوانه ای در این دنیای بیرحم؟ آیا این معنای عشق است؟ در کل رمان خوبی بود. یک ستاره کم کردم چون شخصیت لاابالی رابرت مناسب پایبندی ازدواج نیست و آیا می تواند از لذت های متعدد خود چشم پوشی کند؟ و نیز به دلیل سانسورهای کتاب بعضی حقایق داستان بیان نشده اند. از کتابراه خواهشمندم مجموعه ها به صورت کامل در کتابراه گذاشته شوند. تا نقدی دیگر بدرود .
کتاب خوبی بود زندگی ۲۰۰ سال پیش لندن رو به تصویر میکشید که چقدر خطرناک و سخت بوده مخصوصا برای افراد فقیر و بی دفاع و فرزندان نامشروع. و هلنا که دختری زخم خورده از سرنوشتی وحشتناک. ولی اوایل کتاب کالوم برادر تَنیه هلنا بود در صورتیکه آخر کتاب رایدر بلک شد برادر تنی و کالوم شد برادر رضایی که از بچگی باهم بزرگ شده بودن!! و من دلیلشو نفهمیدم چرا؟!. و البرت که دوک جوانی بود و عاشق یک دختر خشک حسابدار شد، و چرا از اول پدر هلنا همون پول هنگفت رو که مخصوص جهیزیه بود به دیانا خواهر ناتنیه هلنا نداد که با آلبرت ازدواج کنه تا دوشس اینقدر حسادت نکنه؟ چرا چند سال قبل به داد دخترش تو باشگاه قمار نرسید؟ اسم کتاب اصلا جالب نبود و ربطی به داستان نداشت نمیدونم اسم اصلیش به انگلیسی هم همینه یا نه. ولی اسم درست انتخاب نشده بود و چرا عروسان گناهکار؟؟ اولا کسی تو کتاب عروسی نکرد ثانیا چند تا عروس نبود. نمیدونم چرا این اسامی گفته شد. به هر حال جلد دومشو میخونم تا ربطشو پیدا کنم.
موضوع جالب توجه کتاب از نظر بنده به چالش کشیدن نگاه مردسالارانه و دنیای پر زرق و برق اشرافی انگلستانه اینکه در این کتاب مردان چه اشراف زاده باشن و چه بزرگ شده خیابانهای پر از جرم و جنایت و بی مهر لندن به هرحال گمان میکنند باید برای آینده و زندگی زنان تصمیم گیری کنند و ما در این رمان با زنی آشنا میشیم که برخلاف زنان هم عصر و هموطنش علاقهای به تجملات زندگی اشرافی نداره و بالعکس دلش میخواد به علاقه ذاتیش یعنی ریاضیات و حسابداری بپردازه و صد البته ازدواج و عاشق شدن اصلا در برنامه هاش برای آینده جایی نداره ولی وقتی غریبهای که دست برقضا از طبقه منفور اشراف_از نگاه هلنا_هم هست ناخواسته وارد اتاقش میشه سرنوشت خواست خودش رو به قهرمان داستان تحمیل میکنه البته با کمک مردان دیکتاتور و خودرای اطراف دخترک!! داستان تنها از این نگاه قابل توجه است هرچند رگههای عمیقی از فمنیسم هم در اون به خوبی مشاهده میشه زنی که برای استقلال و برابری خودش با برادرانش میجنگه از رقص و تجملات گریزانه و نسبت به اشراف زادگان و رسومشون و البته افشای گذشته پر از درد خودش گارد داره.
فضای داستان با لحن نویسنده، شدیداً مغایرت داره. لحن اصلی نویسنده محاوره و دارای شکسته نویسی و اصطلاحات مدرنه که اصلاً به فضایی که قصد نمایشش رو داره، نمیاد. لحن راوی خیلی خیلی رومخه. در کل تمام مونولوگ ها شدیداً اعصاب خردکن و مصنوعی و نمایشی ان و دیالوگ ها حتی بدترن و خوندنشون حس چنگ زدن به مغز رو داره. شخصیت ها همه مصنوعی ان، هم از نظر احساسی و رفتاری و هم از نظر اجتماعی و با توجه به اون زمان. پدربزرگ یک جوک کامله. بیشتر شبیه فن فیکشنیه که در ده سال اخیر رخ می ده. و لااقل از یک داستان عاشقانه انتظار می ره اگر در تمام زمینه ها ضعیف باشه، حس سازی رو خوب نشون بده، نه با یک «عشق در نگاه اول» کاملاً مصنوعی، همه چیز رو جمع کنه؛ که همین هم کند پیش می ره و همه ش در حال درجا زدن با دیالوگ های لوسه.
کتاب جالبی بود اما ترجمش یکم مشکل داره مثلا یک جاهایی اسم کاراکتر هارا اشتباه بیان میکنه و... ولی فارغ از تمام مشکلات کتاب بسیار بسیار قشنگی هست این کتاب به ما داره میفهماند که از هر قشری که در جامعه باشیم اجازه داشتن آرزوهای بزرگ راداریم از هر قشری که باشیم مشکلات خودمونو داریم و این کتاب داره به ما زندگی انسانهای فقیر لندن را نشان میده، مشکلاتشون، امیداشون، آرزوهاشون. این کتاب انسان را وادار میکند که تا زمانی که تمامش نکردی ان را پایین نگذاره. به شخصه من این کتاب رو خیلی دوست داشتم و به نظرم این کتاب ارزش خواندن را داره
این کتاب در ژانر عاشقانه و احساسی قرار می گیرد و بیشتر بر کشمکش میان عشق، غرور، وسوسه و اعتماد تمرکز دارد. به نظر من بیشتر عاشقانست تا ادبی. نقاط قوت داستان پرکشش و مناسب کسانی که رمان های عاشقانه پرتنش را دوست دارند. شخصیت اصلی مرد معمولاً چهره ای سرکش، مغرور و در عین حال آسیب دیده دارد که به جذابیت داستان کمک می کند. روابط عاطفی داستان فراز و فرود زیادی دارد و خواننده را درگیر نگه می دارد. نقاط ضعف برخی اتفاقات و واکنش شخصیت ها قابل پیش بینی است. تمرکز بیشتر روی رابطه عاشقانه است تا عمق روان شناختی یا پیام اجتماعی.
کتاب قمارباز سرکش - عروسهای گناهکار جلد اول نوشتهی کریستی کالدول، داستان عاشقانه و تاریخی اشراف زادهی جوانی به نام رابرات را روایت میکند که در روز عروسی مخفیانهاش میفهمد که نامزدش به او خیانت کرده است.
او که طاقت ندارد این خیانت را ببیند، ناگهان به یک قمارباز عیاش و خوشگذران تبدیل میشود؛ تا اینکه در دههی 30 زندگیاش با دختری ملاقات میکند که تصور او را نسبت به زن و جنس مخالف به طور کل تغییر میدهد...
کتابی زیبا با قلمی روان و سلیس بود زندگی سخت و گذشته ای تلخ از دختری را بیان میکند که پدرش یک دوک ثروتمند اما مادرش معشوقه ای رها شده است و او پس از رنج و سختی هایی که خود و برادرانش به جان خریده اند می توانند کسب و کاری برای خود به راه اندازند در این میان رابطه عاشقانه و پر دردسر او با دوک جوان آغاز میگردد
داستان به خوبی مخاطب رو درگیر خودش میکنه وقتی که دیگوری کشته شد باز هم نمیتونستم کتاب رو پیش بینی کنم در واقع وادارم میکرد داستان رو تصور کنم و همزمان یه اتفاق غیر قابل تصور در داستان اتفاق می افتاد در کل کتاب خوبی بود ترجمه خیلی خوبی هم داشت
فکر میکنم کتاب رو اگر به زبان اصلی بخونیم واقعا جذابه، ولی ترجمهی کتاب مخصوصا اوایلش یه کم سخت و ثقیله. غلط املایی و اشتباه نوشتن اسم کاراکترها رو هم که بهش اضافه کنیم، خوندن کتاب روسخت کرده. اما در مجموع و درنهایت داستان، متفاوت زیباست.
در کل موضوع کتاب جالب و جذاب بود ولی یک سری نکات منفی داشت که مجبور شدم از ستاره کم کنم1. ترجمه خیلی بد بود بعضی از سانسورها وتغییرات ممعنی ترجمه بعضا احساس توهین به شعور خواننده رو ایجاد میکرد2. غلط املای در متن وجابه جایی کلمات
کتاب بسیار عالی و زیبایی بود، یک عاشقانه متفاوت اما متاسفانه ترجمه بسیار بسیار بسیار بسیار بییاررررر افتضاحییی داشت که حتی بعضی از پاراگرافها فعل نداشت یا دو تا متفاوت داشت... باید نسخه اصلی کتاب رو خوند متاسفانه!!!
باسلام وخسته نباشید
کتاب بسیار خوب و جذابی بود. کتاب عاشقانه وتاریخی متفاوتی بود فقط ترجمه کتاب کمی مشکل داشت که امیدوارم که تو جلدهای بعدی ترجمه کتاب بهتر بشه.
من کتابو دوست داشتم واز خوندنش لذت بردم ممنون از نویسنده محترم
رمان عاشقانه قشنگی بود و نویسنده به خوبی فرهنگ زمان قدیم در انگلستان رو بیان کرده و شخصیت پردازی داستان و ترجمه هم خوب بود. این کتاب جلد دوم هم داره که باید اون رو هم بخونم تا ببینم در نهایت داستان به کجا میرسه.
یه داستان عاشقانه مودبانه، بدون حرف ها و جملات سخیف. این حسن کتابه ولی ظاهرا داستان در 200سال گذشته روایت میشه ولی من اصلا این فضا رو حس نکردم. نوع نوشتار و فضاسازی کاملا امروزیه که به نظرم نقطه ضعف کتابه
سلام من کتاب روانشناسی که خیلی با جامعه ما سنخیت نداره رو نمیخونم اما این کتاب بد نبود اما در تمام کتاب مشاوره با روان درمانگاه های دیگه بود و کمتر با آدم های عادی بیشتر به یک جور تعامل کاری شباهت داشت
کتاب خوبی بود، داستان در لندن اتفاق افتاده بود. گاهی اوقات از بی قانونیها در محلههای پایین متعجب میشدم. حمله به زنان و کودکان و واکنش ندادن دیگران، فقر و دزدی واقعا درد آور و عجیب بود.
داستان خوبیه قشنگ میری تو حال و هوا اون زمان همه چیه اون زمان با خوندن این کتاب تصور میکنم. بهتر یکم ترجمه کتاب و نوشتن کتاب ویرایش بشه تا ایرادات کوچکی که داره برطرف بشه.
کتاب بسیار عالی درمورد زنی که دختر حرامزاده یک کنت بود و در خیابان با بدبختی و خشونت و ترس بزرگ شده بود برادرش تونسته بود یک باشگاه قمار راه بندازه و پولدار بشه
بسیار عالی وجذاب، انقدر خوب ودقیق همه چیز نوشته شده که احساس میکنی داری فیلم میبینی و تصاویر جلوی چشمت رژه میرن حتما حتما بخونید مطمئن باشین پشیمون نمیشین
اگه فقط به داستانهایی با پایان خوش و عاشقانه های بی سر و ته و بی جا، که اونم با... به عهده تخیل خودتون قرار دادند علاقه دارید، این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم
داستان خوبی بود جزء معدود کتابهای کلاسیکی بود که داستان جالبی داشت و راحتر میشد درکش کرد البته ازحس جنگجو بودن شخصیت زن خیلی خوشم اومد ممنون از کتابراه