دنیل اچ. پینک در کتاب کی؟ راههای علمی زمان بندی عالی، آخرین تحقیقات و اطلاعات زمانسنجی خود را همراه با توصیههایی عملی و کاربردی برای ساخت یک زندگی غنیتر و پربارتر در اختیار شما قرار میدهد.
همه شما میدانید که زمانبندی از اهمیت بالایی برخوردار است. اما مشکل اینجاست که چیز بیشتری از آن نمیدانید. زندگی شما جریانی بیانتها از تصمیمات «کِی» است. مرتب در حال یافتن پاسخ پرسشهایی همچون: که کی شغلتان را عوض کنید، کی به کلاس خاصی بروید، کی تصمیمات جدی درباره پروژه یا شخصی خاص بگیرید و مواردی از این قبیل هستید.
دنیل اچ. پینک (Daniel H. Pink) به شما نشان میدهد که زمانبندی یک علم است. ترکیبی از تحقیقات چند منظوره و میان رشتهای که به شرایط انسان دیدگاهی نو و جدید دارد. به علاوه راهنمایی مفیدی برای هوشمندانهتر شدن زندگی و ایدهآلتر شدن آن ارائه میدهد.
پرسش نخست کتاب کی؟ (When: the scientific secrets of perfect timing) در مورد خود زمان است (مطالعه تاریخچه زمان از نخستین صفحات شاخص آفتاب در مصر باستان تا ساعتهای مکانیکی قرن شانزدهم اروپا و تا ظهور مناطق زمانی در قرن نوزدهم) و خیلی زود متوجه میشوید که چیزهایی را که شما واحدهای «طبیعی» زمان میدانید فقط حصارهایی هستند که اجدادتان برای محاصره زمان ساختهاند. دوم اینکه ساعتها و هفتهها همه اختراعات انسانی هستند. به نظر دانیل بورستینِ مورخ «بشر فقط با تعیین آنها میتواند از یکنواختی مکرر طبیعت رها شود».
اما بر اساس تئوری یکنواختی مکرر بورستین، یک واحد زمانی از کنترل انسان خارج است. او در سیارهای زندگی میکند که با سرعتی ثابت و الگویی مشخص حول محور خود میچرخد و او را در معرض بازههای منظم تاریکی و روشنایی قرار میدهد.
انسان هر چرخش زمین به دور خود را یک روز مینامد. شاید روز مهمترین روش او برای تقسیمبندی، پیکربندی و ارزیابی زمان باشد. بنابراین در بخش اول کتاب به تحقیق درباره زمانبندی پرداخته شده است. دانشمندان از ریتم روز چه آموختهاند؟ چگونه میتوان از این اطلاعات برای بهبود عملکرد، ارتقای سلامتی و افزایش رضایت استفاده کرد؟ و چرا همانطور که داستان کاپیتان ترنر نشان داد، نباید تصمیمات مهم را عصرها اتخاذ کرد؟
جملات برگزیده کتاب کی؟ راههای علمی زمان بندی عالی:
- زمان موضوع اصلی نیست، همه ماجرا است.
- خوششانسی در اول راه مهمترین اصل است.
- غرق شدن در کاری عالی و بزرگ، نهایت شادی است.
- داشتن پایان شاد فقط به این بستگی دارد که داستانتان را کجا تمام کنید.
- وقتی خودتان وسط داستانی باشید، دیگر برایتان داستان نیست و توهم، سرگیجه، تاریکی، کوری، بقایای شیشههای خرد شده و چوبهای متلاشی را احساس میکنید.
در بخشی از کتاب کی؟ راههای علمی زمان بندی عالی میخوانیم:
دانشمندان بررسی اثر زمان روز بر قدرت ذهن را بیش از یک قرن پیش آغاز کردند. در آن زمان هرمان اِبینگهاوس، روانشناس پیشروی آلمانی تحقیقاتی انجام داد و به این نتیجه رسید که افراد مجموعهای از هجاهای بیمعنی را صبحها بهتر از شبها یاد میگیرند و به خاطر میآورند. از آن زمان، محققان همین بررسی را روی مجموعهای از فعالیتهای ذهنی انجام دادند و به سه نتیجه کلیدی رسیدند.
نخست اینکه توانایی شناختی ما در طول روز ثابت نمیماند، بلکه در طول حدود شانزده ساعتی که بیدار هستیم، اغلب با روندی معمول و قابل پیشبینی تغییر میکند. ما در بعضی ساعات روز نسبت به بقیه روز باهوشتر، سریعتر، بیحوصلهتر، آهستهتر، خلاقتر و بیخلاقیتتر هستیم.
دوم، این نوسانات روزانه بسیار شدیدتر از تصور ما هستند. بر اساس تحقیق راسل فاستر، عصبشناس و گاهزیستشناس دانشگاه آکسفورد «میزان تغییر عملکرد در بهترین و بدترین ساعت روز با اثر مصرف مقدار مجاز الکل بر عملکرد برابر است». سایر تحقیقات نشان میدهد که اثر زمان روز بر عملکرد میتواند 20 درصد تغییر در ادراک شناختی افراد را توضیح دهد.
سوم اینکه عملکرد ما به کاری که انجام میدهیم بستگی دارد. سایمون فوکارد، روانشناس انگلیسی میگوید «شاید مهمترین نتیجه تحقیقات اثر زمان روز بر عملکرد این باشد که بهترین زمان انجام هر کار به ماهیت آن کار بستگی دارد».
مسئله لیندا یک مورد تحلیلی و پیچیده است، اما حل آن به خلاقیت یا هوش چندانی نیاز ندارد. این سوال فقط یک پاسخ دارد که با تفکر منطقی به آن میرسید. شواهد کافی نشان داده که افراد بالغ صبحها بهترین تفکر منطقی را دارند. وقتی از خواب بیدار میشویم، دمای بدن به تدریج بالا میرود و باعث افزایش سطح انرژی و هوشیاری میشود.
بله




























