جلد کتاب کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند
۱۵,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند

کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند

کتاب الکترونیک
84 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند

کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند نوشتۀ فاطمه آقایی، داستان مرد جوانی را روایت می‌کند که در ناراحتی و غم فراق دختری به نام‌ آلیسا به سر می‌برد.

این مرد جوان در یکی از کتابخانه‌های پاریس به دنبال کتابی می‌گردد که ناگهان با صحنه‌ای عجیب رو به‌ رو می‌شود و در پی این اتفاق نگاهش به زندگی تغییر می‌کند.

در بخشی از کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند می‌خوانیم:

چهارمین بار است که سر تا سر خیابان‌های این شهر لعنتی را گشته‌ام. نفس، نفس، نفس... سرعت من حتی از لاستیک‌های جیغ جیغوی پژوهای درب و داغانِ پیرمردهای بی‌حوصله‌ی بعد از ظهرهای پاریس هم بیشتر بود. می‌توانستم هنگام سبز شدن چراغ، از لابه‌لای ماشین‌ها بی‌هوا رد بشوم و می‌توانستم وسط خیابان بلندتر از همیشه فریاد بزنم. می‌توانستم سیگاری آتش بزنم و دودش هیچ‌‌کس را به سرفه نیندازد اما هیچ ‌کاری نکردم و فقط به راه رفتن ادامه دادم.

نمی‌توانستم. همیشه جایی از دست می‌رفت. همیشه تکه‌ای از وجود من را با خودش می‌برد. هر کدام از ما تکه‌هایی داریم که درون انسان‌های دیگری می‌یابیمشان. تکه‌هایی که شب‌ها خواب را از چشم‌هایمان می‌رباید، ما را افسرده می‌کند، خون احساسات عمیقمان را منجمد می‌کند و کسی مثل من را وادار می‌کند به راه رفتن میان خیابان‌ها. احساس خستگی نمی‌کردم ولی چیزی در مغزم من را وادار به نشستن کرد. به درختی که هیچ سایه‌ای برای عابری خسته مثل من نداشت تکیه دادم. کلافه شده بودم.

حتی کلاغ‌ها هم نگاهم نمی‌کردند. بی‌اختیار انگشتان دست راستم را نزدیک گوشم بردم. آرام آن‌ها را از گوشم، داخل سرم فرو کردم. انگشتانم به توده‌ای از چربی برخورد کرد. کنارشان زدم. دنبال چشم‌های آلیسا می‌گشتم. تمام مغزم را بهم ریخته بودم و پیدا نمی‌شد. نبود! باور نمی‌کردم. چشم‌های آلیسا کجا غیبشان زده بود؟ پلک‌هایم از کلافگی محکم بهم چسبیده شد ولی هنوز دنبال چشم‌هایش می‌گشتم.

داشتم ناامید می‌شدم اما بالاخره پیدایشان کردم. میان دو چشمم نشسته بودند و صدایشان در نمی‌آمد. کِز کرده بودند همان جا و انگار که از خستگی خمار شده باشند، به سر انگشتانم زل زدند. میان انگشتانم گرفتمشان. آرام این کار را انجام دادم تا نترسند. دستم را محافظ چشم‌هایش کردم تا ذره‌ای از سلول‌های مغزِ بیچاره‌ام به آن نچسبد. دستم را آهسته به سمت پرده‌ی گوش راستم حرکت دادم.

فهرست مطالب کتاب

جمعیت
ژوپ
زمان
چرخ
عذاب
نور
دستگیره
پول
باد
ارکیده
صورتی
نیمکت
بهار

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند
نویسندهفاطمه آقایی
ناشر چاپیانتشارات ویهان
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات84
زبانفارسی
شابک978-600-8809-95-1
قیمت کتاب الکترونیک
۱۵,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی

کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات ویهان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟