سید مهدی شریفی و افشین امیدی در کتاب ژورنالیسم تلویزیونی؛ معرفتشناسی، فلسفه، روشها، کوشش کردهاند اهمیت ژورنالیسم تلویزیونی و همگرایی آن با سایر قالبها را توضیح دهند و شیوههایی که این صنعت از طریق آنها میتواند در عرصه رقابتی و دگرگونی مداوم تکنولوژیک، همچنان زنده و پابرجا باشد را بیان کنند.
حضور فراگیر و نقشآفرین صنایع رسانهای که به صنایع خلاق مشهور هستند، ضرورت کسب مهارت تخصصی برای فعالان این عرصه را بیش از هر زمان دیگری هویدا کرده است. از آنجا که حیات سازمان رسانهای، به سرمایۀ اجتماعی آن سازمان از یک سو و خلاقیت فردی اعضای آن سازمان وابسته است، آموزش و توسعۀ نیروی انسانی علاقهمند به این بخش یکی از مهمترین راههای دستیابی به کارکنانی است که از مزیت راهبردی منحصربهفرد بودن و تقلیدناپذیر بودن برخوردارند.
«خبر» به مثابۀ کلیدیترین نیاز هر جامعۀ پویا، مهمترین علت وجودی رسانههای جمعی به خصوص تلویزیون است. خبر میتواند، صاحبان قدرت را بلرزاند و به تعبیری شاخهای از دولت را نسبت به اشتباهات شاخهای دیگر آگاه کند؛ چرا که رسانۀ خبری در نقش نظارتی هیچگاه صندلی عقب را انتخاب نمیکند. در حقیقت، رسانههای خبری فضایی را فراهم میکنند که در آن شهروندان با دریافت اطلاعات و به اشتراکگذاری آن، افکار عمومی را برای هدایت سیاسی و اجتماعی شکل میدهند. دستیابی به این مهم، حتی در حوزۀ سیاستگذاری رسانهای نیز از رهگذر توسعه و آموزش نیروی انسانی کارکنان «خبر رسانه» به دست میآید و یکی از عوامل تأثیرگذار اصلی در شهرت رسانه شمرده میشود.
دانش «ژورنالیسم تلویزیونی» یکی از لوازم مهم و مورد نیاز کارکنان سازمانهای خبری قلمداد میشود که به طور مشخص در بستر تلویزیون و فضای مجازی فعالیت میکنند و قصد دارند، تولیدات خبری خود را با بهرهگیری از استانداردهای ضروری این بخش به مخاطبان خود منتقل کنند؛ اما برای باز کردن اهمیت بیشتر این موضوع نیاز است تا شکلگیری فرآیند پرفراز و نشیب «روزنامهنگاری» با دقت بیشتری بررسی شود.
سیر تاریخ روزنامهنگاری از دل دو نوع نگاه مهم پدیدار شد: نخست، مربوط به نوعی علاقۀ عقلانی عمومی در تکامل ابزار ارتباطی بود. بسیاری از پژوهشگران، بررسی این علاقه را با توجه به نظریات افلاطون که مسائل شناختی را با نوشتن مربوط میداند، پیگیری کردند. روشنفکران اروپا به طور مشخص در این موضوع دقت کردند که چگونه سواد و در نهایت انتشارات مکتوب، در زندگی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مردم آن ریشه دوانیده است. این نوع دیدگاه، به عنوان گرایشی ظاهر شد که بر اهمیت نقش ماشینها در شکلگیری روزنامهنگاری تأکید دارد. در همین باره، رودین و ایبوتسون، اشاره کردهاند که علاوه بر عوامل سیاسی، اقتصادی و فناورانه، ماهیت هر رسانهای نیز بر ویرایش، تولید و جنبههای ارائه در روزنامهنگاری تأثیرگذار بوده است.
دومین دیدگاه در سیر تاریخ روزنامهنگاری، بیش از دیدگاه نخست به مباحث شغلی و حرفهای روزنامهنگاری مربوط میشود. طبق این دیدگاه، مباحث تاریخ روزنامهنگاری به موازی پیشرفت فعالیتهای روزنامهنگاران رشد یافت تا جایی که حتی آگاهی تاریخی از فرآیند آن، نوعی از توسعۀ واقعی حوزۀ روزنامهنگاری به شمار میرود. دربارۀ دیدگاه دوم میتوان به دئوز اشاره کرد که پنج ارزش مهم را نام میبرد و ادعا دارد که این ارزشها، بخشی از ایدئولوژی روزنامهنگاری را شکل میدهد. این پنج ارزش که محققان مختلف دیگری نیز به آن اشاره کردهاند و در طی تاریخ روزنامهنگاری حرکت تکاملی به خود گرفته است.
در بخشی از کتاب ژورنالیسم تلویزیونی؛ معرفتشناسی، فلسفه، روشها میخوانید:
ایدئولوژی را میتوان فرآیندی از ایدهها و قضاوتهای روشن و صریح و عموماً سازمان یافتهای تلقی کرد که موقعیت یک فرد، گروه، یا جامعه را تفسیر و تشریح میکند. قطعاً هر رسانهای در هر قالب و با هر شیوه و نحوۀ تولید محتوا، در قالب یک نوع ایدئولوژی و جهانبینی به فعالیت میپردازد (علیعسکری، 1394). اخبار رسانهها عموماً از یک زمینه و بستر ایدئولوژیک برمیخیزد و همان ایدئولوژی را بازتولید میکند (فرهنگی و نعمتی انارکی، 1394).
اندیشمندان مختلف از حوزههای علمی گوناگون، به ارزشهای خبری ارائه شده از سوی گالتونگ و روگ نقدهایی وارد کردهاند. برای مثال، هال (1973) با استفاده از دیدگاه مارکسیستی آلتوسر و گرامشی، اشاره کرد که از طریق ارزشهای خبری گالتونگ و روگ میتوان به اجزای صوری در ساخت خبر، پی برد؛ اما او ادعا میکند که در ارزشهای آنان، نقش عوامل ایدئولوژیکی نادیده گرفته شده است. چرا که این ارزشها، اعمالی، همچون بیطرفی و انجام کارهای مشخص (بدون دخالت ایدئولوژی) را از خبرنگار میخواهد؛ در صورتی که ما به این نیاز داریم که ارزشهای خبری را به عنوان ساختار ایدئولوژیکی ببینیم.
در اینجا لازم است که به دیدگاه شهید مطهری دربارۀ ایدئولوژی اشاره کرد. وی معتقد است که ایدئولوژی، نیاز بشر اجتماعی است؛ به ویژه از زمانی که رشد و توسعۀ زندگی، به بروز یک سلسله اختلافات در میان انسانها منجر شد؛ چرا که ایدئولوژی به عنوان یک عامل وحدت بخش، به مراتب کارآمدتر، ماندگارتر و فراگیرتر از عوامل خونینژادی و قومی ملی بوده است و توانایی آن را داشته است که به جوامع انسانی، آرمان، جهت و ملاک ببخشد و آنان را در برابر تمایلات واگرایانۀ درونی و بیرونی محافظت کند (مطهری، 1372). به تعبیر دقیقتر پیروی از ایدئولوژی زمانی که انسانها قادر به درک پیچیدۀ عالم و جهان بعد از مرگ نیستند، بیشتر جلوه میکند و صد البته آن ایدئولوژی ناب و برتر است که به منبع «وحی» متصل باشد. بر این اساس، حرکت بر مبنای ایدئولوژی ارزش پیدا میکند و اتفاقاً در بسیاری از مواقع به ارزشهای خبری اصالت میبخشد. گاهی اوقات پافشاری فعالان خبری به این ارزشها به اخراج آنان از سازمان خبری انجامیده است.
بله
















