کتاب ترامپ: پدیده امریکایی، چالش جهانی نوشتهی محمدرضا بیگدلی، به بررسی وضعیت امنیت بینالمللی در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ میپردازد.
پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات 2016 ایالات متحده موجب آن شده تا سؤالات متعددی در مورد آینده نقش امریکا در صحنههای بینالمللی و همچنین سیاستهای کاخ سفید در دوران ترامپ شکل بگیرد، این در حالی است که چگونگی پیروزی او در انتخابات نیز بسیار سؤالبرانگیز است. این اثر در پی پاسخ به این مهم است که چرا بیشتر اعضای جامعهی جهانی و حتی برخی متحدان امریکا از راهیابی ترامپ به کاخ سفید ابراز نگرانی میکنند؟
اگرچه دولت ترامپ متغیر اصلی در این پژوهش محسوب میشود ولی برخی ویژگیها و سیاستهای وی به ویژه در حوزهی سیاست خارجی نه تنها در دیگر دولتهای امریکا نیز سابقه تاریخی دارد بلکه ادامهی این نوع سیاستها از طرف ایالات متحده در هر دولت دیگری نیز میتواند آثار به نسبت یکسانی به همراه داشته باشد.
لذا کاربرد مطالب این پژوهش صرفاً به دورهی ریاست جمهوری ترامپ محدود نمیشود. در این کتاب تلاش شده است تا در قالب چندین فصل به مهمترین پرسشها در مورد ماهیت و چگونگی تأثیر سیاست خارجی دولت ترامپ بر امنیت بینالملل پاسخ داده شود.
فصل اول، رئیسجمهور منتخب انتخابات 2016 امریکا را معرفی و همچنین ویژگیهای شخصیتی او را بررسی میکند. فصل دوم، چگونگی پیروزی ترامپ را در انتخابات امریکا مورد تبیین قرار داده و پایگاه اجتماعی وی را ارزیابی کرده است. در فصل سوم دیدگاههای ترامپ با مبانی فکری یکی از مهمترین طیفهای سیاسی ایالات متحده، یعنی نومحافظهکاران، مورد تطبیق میگیرد. فصل چهارم، چهرههای مهم و تأثیرگذار کابینهی ترامپ معرفی میشوند.
در ادامه فصل پنجم سیاست خارجی دولت ترامپ را شرح نموده و رویکرد او را در این حوزه تحلیل مینماید. فصل ششم در مورد جایگاه تصمیمات رئیس جمهور امریکا در حوزهی امنیت بینالمللی بحث میکند. فصل هفتم چگونگی تضعیف مکانیزم الگوی امنیت دسته جمعی توسط دولت ترامپ بیان مینماید و در آخر فصل هشتم به نظمهای امنیتی مناطق مهم جهان که امریکا در آن حضور فعالی دارد در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ اختصاص دارد.
جریانی که در انتخابات ریاست جمهوری 2016 ایالات متحده امریکا پیروز میدان شد، نمایندهی بخش قابل توجهی از واقعیتها و نیازهای جامعه این کشور است و به تعبیر خود در داخل و خارج از مرزهای ایالات متحده حافظ منافع این کشور خواهد بود. حتی اگر از او با عنوان پوپولیست راستگرا و یا برجساز نیویورکی نیز یاد کنید باید بپذیرید دونالد جان ترامپ امروز رئیسجمهور کشوری است که به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی در جهان مطرح است. لذا با پذیرش جایگاه ایالات متحده امریکا در ساختار نظام بینالملل به عنوان یک بازیگر مهم امنیتساز، تأثیرگذاری این کشور بر دستور کار بینالمللی، به ویژه در مسائل سیاسی و امنیتی انکارناپذیر خواهد بود.
در بخشی از کتاب ترامپ: پدیده امریکایی، چالش جهانی میخوانیم:
ماهیت ریاست جمهوری در ایالات متحده از ویژگیهای منحصر به فرد آن است. کابینۀ دولت به ندرت به طور جمعی فعالیت میکند و مسئولیت نهایی تصمیمها یا میزان واگذاری مسئولیت تصمیمگیری بر دوش رئیس جمهور است. از منظر دیگر به همان میزان که رئیس جمهور ایالات متحده دارای قدرت است، در مقابل او نیز مسئول نهایی عملکرد دستگاههای زیر مجموعۀ خود نیز است. بخشی از سازمانها و وزارتخانههای ایالات متحده در تصمیمگیریهای سیاست خارجی امریکا نقش بسیار مهمی دارند که از آن میتوان با عنوان لایههای قدرت در دولت نیز یاد کرد.
وزارت امورخارجه، وزارت دفاع، سازمان اطلاعات مرکزی موسوم به سیا و شورای امنیت ملی از آن دسته نهادها و وزارتخانههایی هستند که در خصوص مسائل سیاست خارجی ایالات متحده از اهمیت بالایی برخوردارند. در نتیجه متصدیان این نهادها نیز با توجه به جایگاه و نقش نهادهای مربوط بسیار در روند تصمیمگیری تأثیرگذارند.
چینش کابینۀ ترامپ که سرنخهایی را برای اولویتهای سیاست خارجی و داخلی دولت او ارائه میدهد، متشکل از نخبگان اقتصادی در بخش کسب و کار است. این امر نشان از تأکید او برای دستیابی به سود اقتصادی بیشتر ایالات متحده دارد و انتخاب نظامیان نشانۀ تمرکز او بر ملیگرایی است (Wickett, 2017: 1).
بله






















