کتاب روباه شکمو اثر ازوپ، داستانی خیالانگیز، پندآموز با بیانی ساده و دلنشین است که به صورت مصور با تصاویری رنگی و جالب برای کودکان گروه سنی الف و ب ارائه شده است.
روباه شکمویی در روزی گرم در حال گردش و تفریح درخت انگوری میبیند اما برای رسیدن انگورها تلاش زیادی نمیکند و بدون اینکه به خودش زحمتی زیادی بدهد از خوردن آن منصرف میشود. روباه بخاطر تنبلی و بیحوصلگی، تلاش کمی برای رسیدن به انگورها کرده و برای همین، در آن روز گرم، از چشیدن مزه شیرین انگورها، بینصیب ماند.
در بخشی از کتاب روباه شکمو میخوانیم:
روباه با خوشحالی با خودش فکر کرد: «به به... به به...این انگورها ،همان چیزی هستند که میخواستم. حالا میتوانم با خوردنشان، تشنگیام را برطرف کنم. این انگورها حتما خیلی 4 شیرین و آبدار هستند.
روباه نزدیک درخت رفت. بعد با خودش فکر کرد: «خوشههای انگور، خیلی بالا هستند. من باید بالا بپرم و یکی از آنها را بچینم.» با این افکار، روباه چند قدم به عقب رفت. و بعد شروع به دویدن کرد و با تمام قدرت، بالا پرید.
بله
























