این کتاب شامل داستان های جالب و هیجان انگیزی است که برای کودکان در گروه سنی ب و ج مناسب می باشد.
از متن کتاب:
یکی از بعد از ظهرهای آخر تابستان بود. نزدیک یک کلبه ی قدیمی در دهکده، خانم اردکه لانه اش را کنار دریاچه ساخته بود. اون پیش خودش فکر می کرد: مدت زیادی هست که روی این تخم ها خوابیده ام. او تنها نشسته بود و بقیه اردک ها مشغول شنا بودند. کم کم تخم ها شروع به حرکت کردند و با نوک های قشنگ کوچکشان پوسته ی تخم شان را شکستند. آن ها یکی یکی بیرون آمدند، اما هنوز خیس بودند و نمی توانستند بخوبی روی پاهایشان بایستند.
بزودی جوجه ها روی پاهایشان ایستادند و شروع به تکان دادن خودشان کردند، تا این که پرهایشان خشک شد. خانم اردکه نگاهش به تخم بزرگی افتاد و پیش خودش گفت: «اوه نه هنوز یکی از تخم ها اینجاست!»
بله


















