محسن واخته در کتاب ابزار موفقیت در جوانی نشان میدهد که موفقیت یک راز نیست بلکه یک نظام دقیق است که اگر از این نظام آگاهی پیدا کنید به راحتی میتوانید در تمام جنبههای مختلف زندگی از جمله (موفقیت مالی، روابط، سلامتی، خانواده، زناشویی و...) به موفقیتهای چشمگیری دست یابید.
نویسنده در این کتاب با اعتقاد بر علم ان ال پی، که میگوید که از طریق داستان میتوان به شکلی اثرگذار پیامتان را منتقل کنید؛ زیرا که داستانها با تجربیات و احساسات افراد مختلف ارتباط برقرار میکنند و میتوانند اطلاعات مورد نظر را به شکل غیرمستقیم منتقل کنند، با استفاده از داستانهای کوتاه اما واقعی و بسیار آموزنده این مطلب را برای مخاطبان باز و بسیار راحت و قابل درک کرده است.
در گذشته و در تحقیقاتی که از انسانهای موفق انجام شده معمولا موفقیت را همراه با شکستهای پی در پی آوردهاند ولی محسن واخته به شما مژده میدهد که دیگر موفق شدن، مانند گذشته سخت و طاقت فرسا و در پیشکستهای متوالی نیست و در زمان حال با وجود اطلاعات و پیشرفت تکنولوژی و با وجود مربیان و کوچهای موفقیت، این مسیر را میتوان از کوتاهترین مسیر و کم خطاترین مسیر و با کمترین هزینهها عبور کنید. فقط کافیست باور کنید که مسیر موفقیت آسان است.
تا به حال مصاحبههای زیادی از انسانهای موفق دنیا شنیده یا خواندهاید که در پاسخ به سوال راز موفقیت شما در چیست؟ پاسخهای گوناگونی از جمله؛ سحر خیز بودن، سماجت، پشتکار، جسارت، سخت کوشی، ناامید نشدن و... دادهاند. خیلی از شما سعی کردهاید مثل انسانهای موفق زندگی کنید و به موفقیت دست پیدا کنید، ولی هرچه تلاش کردهاید کمتر نتیجه گرفتهاید.
برای مثال میگویند یکی از رموز موفقیت سحرخیزی است، اکثر کارگران کارخانجات معمولا ساعت 5 الی 5.30 صبح از خواب بیدار میشوند و باید مسافتی را طی کنند و در ساعت 6.5 الی 7 صبح در کارخانه مشغول به کار شوند، خب این انسانهای شریف، سحرخیز هستند پس چرا تا آخر عمر خود کارگر باقی میمانند و موفق و ثروتمند نمیشوند؟ مسیر موفقیت با یک راز به نتیجه نمیرسد و حلقههای گمشدهای این بین رازها وجود دارد که انسانهای موفق در زندگی خود به صورت ناخودآگاه رعایت کردهاند و چون ناخودآگاه بوده است آنها را بازگو نمیکنند.
در بخشی از کتاب ابزار موفقیت در جوانی میخوانیم:
اولین باری که به کلاسهای مربیگری کوچینگ رفته بودم، زیر نظر بهترین مربی کوچینگ که مدرک دکترا و کوچینگی خودشان را از کشور آلمان با بهترین معدل کسب کرده بودند، شروع به آموختن کردم. آن زمان درآمدم 3 میلیون تومان در ماه بود. برای آن کلاس تقریباً مبلغی معادل دو برابر حقوقم پرداخت کرده بودم و همیشه میترسیدم نکند این پولی که پرداخت کردهام از جیبم رفته باشد و باعث پشیمانی من شود.
با کلی دلهره وارد این کلاسها شدم. اتفاق جالبی رخ داد؛ وقتی که با این آموزشها درگیر شدم و ذهنیت من شروع به تغییر کرد در ماه سوم دوره، کاری به من پیشنهاد شد که درآمد من در آن ماه به 10 میلیون تومان رسید. این اتفاق بزرگی بود که توانستم به دورۀ کوچینگ و تحولی که میتوانست در زندگی به وجود بیاورد ایمان بیاورم. الان که خودم یک کوچ هستم باعث افتخار من است که میتوانم به رشد زندگی همنوعانم کمک کنم. در ادامۀ این مطلب آدرس ایمیل و پیج اینستاگرام خود را قرار میدهم تا اگر تصمیم گرفتید در زندگی شخصیتان تحولی ایجاد کنید و به یک کوچ و راهنما نیاز داشتید یا برای پاسخ به سؤالاتتان با من در ارتباط باشید.
بله

















