

کتاب همراه آفتاب
برای شنیدن کتاب همراه آفتاب و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب همراه آفتاب
کتاب همراه آفتاب داستانی ایرانی به قلم محمد عزیزی، دربارهی مردی بیرجندی به نام حبیب است که دوران شاه خانوادهاش را رها میکند و در کورهپز خانههای جنوب تهران مشغول به کار میشود.
حبیب در سی و پنج سالگی بیمار، ضعیف و ناتوان میشود و شبی دار فانی را وداع میگوید. پسر بزرگ او تقی در اوج جوانی مجبور میشود برای تأمین مخارج خانواده و تسویه حساب با طلبکاران پدرش به تهران برود.
در بخشی از کتاب همراه آفتاب میخوانیم:
تقی روز به روز بیشتر میفهمید و هر تجربه تازهای او را بیشتر از مدار بستهی ذهنش، دور میکرد. میفهمید که دنیا فقط کلاتهاش – و هشت، نه تا دهی که او قبلاً میشناحت – نیست، میفهمید که دنیا خیلی بزرگتر از آن است که او حتی تصورش را هم نمیتواند بکند. کم کم داشت مسائل تازهای یاد میگرفت. و یکی از آن مسائل این بود که او فهمید همیشه و در همه جا رنج و کار و گرسنگی مال زحمتکشان بوده است و راحتی و خوش خوراکی مال خانها و سرمایه دارها یعنی مال زورگوها... .
این گونه بود که تقی سراسر زمستان، بهار، تابستان و حدود یک ماه از پاییز سال بعد را هم در تهران ماند و در بلورسازی کار کرد. دور از ولایت و در غم ولایت! به یاد مادرش و خواهران و برادرانش. مزد او در این مدت از بیست تومان به روزی سی تومان رسیده بود. او اکنون «گو خشک کن» شده بود. «سردم»ها را در کوره میگذاشت تا خوب داغ شوند و «بار» بر آنها بچسبد. بعد «گویساز» دم داغ شده را با مقداری باراز کوره بر میداشت. کمی آن را باد میکرد – به همین علت لبهایش تبخال زده بود و دو تا از دندانهایش سیاه شده بود – و دوباره آن را میداد به دست تقی تا خشکش کند و برای کار «باربیار» آماده سازد... .
چه چیزها که تقی در این مدت ندیده و یا نشنیده بود از یک طرف سر و صداها و اعتراضات و اعتصابات مردم بر علیه شاه دست نشاندهی آمریکا شروع شده بود و روز به روز هم بر وسعت اینگونه اعتراضات و تظاهرات خیابانی افزوده میشد، و از طرف دیگر مسائل و مشکلات خانوادگی، دلتنگیها و رنج کار و از همه مهمتر حرفهایی که درباره بلورسازیها میشنید، همه و همه باعث حیرت، ترس و اضطراب، نگرانی و در عین حال آگاهی – تقی میشد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب همراه آفتاب |
| نویسنده | محمد عزیزی |
| ناشر چاپی | نشر روزگار |
| سال انتشار | ۱۳۹۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 96 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-374-160-0 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۳۶,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
بله





















