کتاب از هاشمی تا روحانی؛ بررسی سیاست خارجی ایران نوشتهی علی باقری دولت آبادی و محسن شفیعی سیف آبادی، به شیوهای متفاوت و با استفاده از مبانی و گزارههای سازهانگاری، سیاست خارجی و روابط بینالملل ایران را تجزیه و تحلیل میکند.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی در فرهنگ، حافظۀ تاریخی و تفسیر دین و تعالیم دینی ریشه دارد؛ از این رو، ضرورتاً سیاست خارجی آن نیز در هر دورهای، دارای ابعاد و شاخصهای متعدد تاریخی، فرهنگی و دینی است که ناگزیر باید درک شوند و نیز در تبیین سیاست خارجی در نظر گرفته شوند.
این ضرورت، زمانی بیشتر میشود که بخواهید افزون بر تأثیرات این ابعاد و شاخصها بر سیاست خارجی، اثر ماندگار ناشی از ظهور انقلاب اسلامی، آرمانها و تجربههای خاص سیاسی و نیز پیامدهای ژرف آن بر سیاست ایران، منطقه و جهان را نیز درک کنید. افزون بر این، تأثیرات متقابل متغیرهای جهانی و منطقهای بر سیاست خارجی ایران نیز شایان تأمل است؛ چرا که تحولات منطقه و جهان نیز بر سیاست خارجی ایران تأثیرگذار میباشد.
در واقع، فراز و نشیبها و تجربهها، به ویژه در سه دهۀ گذشتۀ سیاست خارجی ایران، آنقدر گسترده، متفاوت و معنیدار بوده که تجزیه و تحلیل علمی و تأملات نظری دربارۀ آن را ضروری میسازد؛ بنابراین، جمهوری اسلامی ایران از مؤلفههای اسلامی، انقلابی و ایرانی تشکیل شده و در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و قوانین مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نقش ارزشها و هنجارها بسیار برجسته است و این هنجارها هستند که هویت جمهوری اسلامی ایران را شکل میدهند.
به عبارتی میتوان گفت رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را هویت برساخته از ارزشها و هنجارها هدایت میکند و اصولی مانند حمایت از جنبشهای آزادیبخش، صدور انقلاب، اصل نه شرقی نه غربی، حفظ دارالاسلام و مواردی از این قبیل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دیده میشود. با این حال، نظریات مختلفی که تاکنون برای تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران استفاده شده است، عمدتاً نقش این عوامل را نادیده گرفتهاند و به عنصر هویت توجه چندانی نداشتهاند.
سازهانگاری یکی از رویکردهای نظریۀ عام انتقادی است که مفروضههای هستی شناختی خردگرایی دربارۀ روابط بینالملل و سیاست خارجی را به چالش میطلبد و اصول و گزارههای متفاوت دیگری را ارائه میدهد. این نظریه، تصور کشورها را به مثابه کنشگران ذرهای خودپرست نمیپذیرد؛ زیرا این کشورها منافعشان پیش از تعامل اجتماعی بینالملل شکل گرفته و صرفاً به منظور تأمین اهداف راهبردی وارد روابط بینالملل میشوند.
سازهانگاری از طریق رهیافت سیاست هویت تلاش میکند چگونگی نقش و تأثیر اجتماعات بینالاذهانی، مانند ناسیونالیسم، قومیت، مذهب، فرهنگ، جنسیت و نژاد در سیاست بینالملل و سیاست خارجی را توضیح دهد. ساختارهای هنجاری، بینالاذهانی و ایدهها، از مفروضههای اصلی سازهانگاری هستند که این مفروضه نقش تأسیسی در شکلدهی هویت و منافع کشورها دارد.
در بخشی از کتاب از هاشمی تا روحانی؛ بررسی سیاست خارجی ایران میخوانیم:
خاتمی دولت را در وضعیتی تحویل گرفت که بر اثر بحران ناشی از محکوم شدن مقامات بلند پایۀ جمهوری اسلامی در دادگاههای آلمان، به اتهام کشتن چند تن از رهبران حزب دمکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس آلمان، روابط ایران و اتحادیۀ اروپا در اوج تیرگی قرار داشت. پس از حکم دادگاه، آلمان و ایران سفرای خود در دو کشور را فراخواندند. آلمان چهار دیپلمات ایرانی را اخراج کرد. تمامی کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا نیز سفیران خود را از ایران فراخواندند. ایران نیز در پاسخ به این حرکت اتحادیۀ اروپا، سفیران خود را از کشورهای عضو این اتحادیه فراخواند و روابط دو طرف دچار بحران شد که تا سه ماه بعد و پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ادامه داشت.
با تحول در گفتمان سیاسی، دور جدیدی از تنشزدایی و اعتمادسازی در روابط با جهان خارج شکل گرفت. با شکلگیری وضعیت سیاسی جدید، این موضوع ضرورت پیدا کرد که نیروهای جدیدی دستکم در قوۀ مجریه وارد صحنۀ سیاسی شوند که هم بتوانند در داخل زمینههای قانونمند شدن هر چه بیشتر جامعه و تحقق جامعۀ مدنی را فراهم سازند و هم در روابط خارجی سیاست تنشزدایی را با عوامل مناسبتر و قابل تعمیمتر در راستای منافع ملی، جامۀ عمل بپوشانند. در چنین وضعیتی، سید محمد خاتمی در تلاش برای کسب اعتبار جهانی از دست رفته برآمد. در چهار سال اول ریاست جمهوری آقای خاتمی، به پیروی از این سیاست، دولت جمهوری اسلامی گامهایی اساسی به منظور گفتوگو با جهان خارج و تنشزدایی با کشورهای منطقه و جهان برداشت. همچنین، همکاریهای منطقهای و بینالمللی خود را افزایش داد.
بله

















