کتاب همگرایی و واگرایی مذهبی در سیستان و بلوچستان و تاثیر آن بر امنیت ملی نوشته روح الله بیگ زاد و مهدی سالارپور، با بررسی و کنکاش در جامعه بلوچستان، ضمن ارائه شناختی اجمالی از این جامعه و ساکنان آن، نکات کلیدی و تاثیرگذار بر روند واگرایی و همگرایی جریانهای مذهبی این منطقه را بررسی ریشهای نموده است.
جمهوری اسلامی ایران کشوری قدرتمند و تاثیرگذار در غرب آسیا و خصوصا حوزه خلیج فارس است که دارای موقعیت ممتازی در نقشه سیاسی این منطقه به لحاظ ژئوپلتیک بوده و تنها کشور غیر عرب در مجموعه هشت کشور حوزه خلیج فارس، با طولانیترین مرز مشترک آبی درخلیج فارس و بیشترین جمعیت در بین کشورهای مذکور، محسوب میشود؛
لذا با توجه به حساسیت منطقه خاورمیانه و حوزه غرب آسیا و خصوصا منطقه حساس و ژئوپلوتیک خلیج فارس و دریای عمان، شناخت و بررسی عمده عوامل همگرایی و واگرایی در کشورهای اسلامی به منظور تبدیل منطقه به محیطی برای همکاریهای امنیتی، سیاسی و زیست محیطی از ضروریات کشورهای حوزه خلیج فارس، تنگه استراتژیک هرمز و دریای عمان بوده؛ چرا که تقویت همگرایی کشورهای این حوزه موجب افزایش آرامش و همگرایی در کشورهای منطقه که عمدتا از بافت جمعیتی ناهمگون قومی و مذهبی برخوردارند میشود و در این بین کشور ایران میتواند با توجه به این تعریف بیشترین سود را از این تقویت همگرایی کسب نماید و در نقطه مقابل نیز بیشترین ضرر را متحمل گردد.
منطقه حساس و استراتژیک خاورمیانه به دلایل ژئوپلتیک، ژئواکونومیک اهمیت خارقالعادهای در تامین انرژی کشورهای صنعتی و نظام سرمایهداری غربی و نیز بازار مصرف کالاهای صنعتی آنان یافته و لذا افزایش حضور قدرتهای فرامنطقهای در این حوزه به دلایل همکاریهای مشترک نظامی، کنترل قیمت نفت و... به این علت میباشد.
بررسی، شناخت و برخورد سازنده با عوامل واگرا و تقویت عوامل همگرای منطقهای میتواند به زدودن واگراها و افزایش همگرایی در درون مرزهای ملی و در نهایت موجبات امنیت، آرامش سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... را موجب شود.
مهمترین عوامل واگرایی در بین کشورهای منطقه، ادعای مالکیت امارات بر جزایر سهگانه، حمایت از صدام در جنگ تحمیلی، متهم کردن ایران به ایجاد هلال شیعی، قومیتگرایی، پان عربیسم، اختلاف برسر نام خلیج فارس، ساخت جزایر مصنوعی و بد رفتاری با تجار ایرانی مقیم کشورهای حوزه خلیج فارس میباشد که موجبات کدورت در بین اذهان مردم منطقه گردیده و رفته رفته با افزایش القائات بدخواهان و مهمانان ناخوانده خارجی موجبات سردی مراودات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و بعضا مراودات خونی و خانوادگی مردم و ساکنان مسلمان منطقه گردیده است.
در بخشی از کتاب همگرایی و واگرایی مذهبی در سیستان و بلوچستان و تاثیر آن بر امنیت ملی میخوانیم:
میزان رابطه جریانهای مذهبی بلوچستان با امنیت ملی ایران با نظریه کارکردگرایان که معتقدند، واحدهای سیاسی به تنهایی قادر به رفع نیازهای انسانی خود نیستند و به منظور رفع نیازهای خود ملزم به همکاری با یکدیگر میباشند، منطبق میباشد؛ چرا که یکی از مهمترین عوامل هم گرایی بین دولتها روابط تجاری و مبادلات اقتصادی بوده که از نیازهای طرفین سرچشمه گرفته است. مردم ایران به عنوان ملتی واحد و با توجه به مشترکات تاریخی، جغرافیایی، قومی و فرهنگی همواره درطول تاریخ در یک واحد سیاسی تحت عنوان دولت مرکزی با یکدیگر ارتباط داشته ونیازهای همدیگر را برطرف کردهاند.
علاوه بر نیازهای اقتصادی و تجاری، نیاز به حفظ امنیت به ویژه دربرابر کفار و غیر مسلمانان و پاسداری از مرزهای ملی، از دیگر عواملی بوده که ملت یک پارچه ایران را فارغ از هر قوم و قبیله و مقلد هر مذهبی، براساس آیین برابری و برادری که از آموزههای دین مبین اسلام میباشد؛ به هم نزدیک نموده و برغم اختلافات موجود ایدئولوژیکی، مذهبی و قومی مانع از ستیز و درگیری و اختلاف و پراکندگی آنان گردیده است.
همچنین نظریه مبادله که معتقد است هر چقدر سطح مبادلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دو طرف بیشتر باشد، هم گرایی بین آن دو افزایش مییابد؛ نیز در ارتباط با بافت جمعیتی و قومی مذهبی ایران صادق بوده و تاریخ کشور نیز شاهد و گواه این امر میباشد. بررسی دقیق مقاطع مختلف تاریخی در ارتباطات اقوام مختلف کشور حاکی از آن است که هر زمان ارتباطات ملت از جنبههای گوناگون افزایش یافته، اتحاد و همدلی بین دولت و ملت نیز افزایش یافته و در مقاطعی از تاریخ که سطح روابط اقوام با یکدیگر بر اثر اختلافاتی کاهش یافته، اختلافات، بیشتر نمایان گشته ودشمنان نیز از شکافهای به وجود آمده در دامن زدن به مسائل اختلافی موفقتر بودهاند.
بله



















