آرش فیلی در کتاب تاریخچه فرازمینیها در ایران، وقایع مربوط به موجودات فضایی در ایران از دوران باستان تا به امروز را که توسط تیمهای تحقیقاتی حمایت از موجودات فضایی و یوفوپرشیا جمعآوری شده است بیان میکند.
یوفولوژی علم شناخت بشقاب پرندهها است؛ و یوفولوژیستها کسانی هستند که بر روی این موضوع به تحقیق میپردازند و حوادث مختلف را تجزیه و تحلیل میکنند. قشر یوفولوژیستها از طبقات مختلف مردم، از دانشمندان گرفته تا مردم عادی که به این موضوع علاقهمند هستند میتواند باشد؛ در این برهه قابل ذکر است که 61% از دانشمندان وجود بشقاب پرندهها را تایید نمودهاند.
این کتاب گزارشهای ثبت شده در خبرگزاریها و روزنامههای ایران و مراجع مربوطه در زمینه مشاهده شدن اشیای ناشناخته پرنده در آسمان ایران میباشد. در سالیان دراز در کشور ایران ما شاهد بودیم افرادی از اقشار گوناگون جامعه ادعا کردهاند که اشیای ناشناخته پرندهای در آسمان شهر یا روستای خود مشاهد کردهاند، این اثر به بررسی این گزارشها و اسنادی که در این زمینه وجود دارد پرداخته و از کسانی که در وقایع به فراموشی سپرده شداند یادی کرده است.
در بخشی از کتاب تاریخچه فرا زمینیها در ایران میخوانیم:
اوایل فروردین ماه شیئی ناشناخته و مرموز در شرق شهر خوزی از توابع بخش وراوی شهرستان مُهر در جنوب فارس رؤیت شده است. اتفاقی عجیب که گویا این بار توسط یک شخص عادی روایت نشده است! بلکه فردی که شیء مذکور را مشاهده کرده؛ استاد دانشگاه و رئیس شورای شهرستان مُهر است، چند شاهد در این ماجرا حضور داشته و حتی تصاویری هرچند با وضوح کم، اما مشخص در اختیار دارند. بهمنظور مشخص شدن ابعاد مختلف این ماجرا صحبتهای دکتر رضا فرامرز نسب عضو شورای شهر خوزی و رئیس شورای اسلامی شهرستان مُهر را از نظر میگذرانیم:
دکتر رضا فرامرز نسب رئیس شورای اسلامی شهرستان مُهر که شخصاً این شی را در مزرعه گندم خود مشاهده کرده است، در این خصوص آورده است: 7 فروردین 1395 و دقیقاً قبل از طلوع آفتاب برادرم (یوسف) که به همراه دو نفر دیگر به منظور چرای دام و آبیاری در زمین زراعی حضور داشتند، تماس گرفتند و خبر از مشاهده شیء پرندهٔ عجیبی دادند.
در سریعترین زمان ممکن در منطقه مذکور که حدود 800 متری کمپ شرکت پایندان و 6 کیلومتری پالایشگاه گازی پارسیان؛ بزرگترین پالایشگاه گاز شیرین کشور در شرق شهر خوزی قرار گرفته حاضر شدم، در حدود 30 متری ما شیئی عجیب و غیرمعمول در ارتفاع نیم متری از سطح زمین به دور خود میچرخید.
اندازه و ابعاد آن حدود 1 متر ارتفاع و 40 یا 50 سانتیمتر عرض بود و رنگی متمایل به زرد کبود داشت و بر روی آن خطوط مشکی رنگ دیده میشد و هیچگونه صدایی هم از آن شنیده نمیشد.
در ابتدای پیاده شدن از خودرو و در همان فاصله 30 متری عکسی از شیء مذکور گرفتم و در حالی که فضایی سنگین همراه با نگرانی بر ما چیره شده بود، بهآرامی به آن شیء نزدیک شدیم و تقریباً به فاصله 2 متری آنکه رسیدیم به یک باره به طرف آسمان اوج گرفت و من نیز با عجله عکسی از لحظه اوج گرفتن آن انداختم. در هنگام ارتفاع گرفتن که با سرعتی نسبت زیاد صورت میگرفت گویا بر طول آن شیء افزوده شده بود.
بله


















اگر بخوام نظرم رو بر پایه تجربههای شخصی و واقعی در مورد موضوع کتاب به طور ساده شرح بدم، باید بگم زمانی اگه با چنین مطالبی برخورد میکردم فقط میخندیدم و یا کمی شک میکردم صرفا یک برای تجربه هیجانی مثل هیجان دیدن فیلم تخیلی، اما در یک زمان خاص اتفاقی برام افتاد که نه تنها ایمان بلکه یقین پیدا کردم، دوستان عزیزم ما تنها موجودات جهان نیستیم و گروهی اونهایی که از نظر علمی و نه روحی و احساسی از ما پیشرفته تر هستن درحال استعمار ما و گروهی که از همه نظر پیشرفته تر هستند آماده هستن تا به ما کمک کنند. رویارویی خوبی و بدی در سطحی بالاتر از فکر عموم مردم زمین در حال انجامه و هرکدوم از ما میتونیم در درونمون به یکی از دو طرف این رویارویی بپیوندیم، به همین خاطر هست که گاهی اوقات بدیهایی که تجربه میکنیم پیچیده تر از قدرت فکر ما هستن چون از قدرتی پیچیده تر و پیشرفته تر از قدرت انسانها سرچشمه میگیرند.
به امید پیروزی مردمان نور