کتابهای زیادی از موراکامی خوندم و این کتاب رو شخصا نپسندیدم با سورئال محور بودن سبک موراکامی آشنا هستم ولی این داستان زیاد بیسرو ته و الکی کش اومده بودتکرار زیادی بر یک سری از مسائل داشت که گویا خواننده رو فراموشکار در نظر گرفته برای مثال بینهایت به اینکه شخصیت منشیکی خاص و منظم هست اشاره شده انگار فقط میخواد تعداد کلمات کتاب زیاد باشه و یا اینکه هربار ماشین مهمان پشت در خونش پارک شد بلافاصله توصیف اون لحظه رو انجام داد، انگار شخصیت محوری داستان تمام مدت پشت پنجره داره بیرون رو نگاه میکنه که کی اومده خلاصه این کتاب از اثار استاد موراکامی خیلی توصیه نمیکنم.
این اولین اثری بود که از هاروکی موراکامی خوندم، واقعا شگفت انگیز بود، نویسنده قلم بسیار توانایی داره و منو کاملا به خودش جذب کرد، داستان کتاب بسیار شگفت انگیز و جذاب است، از این لحظه به بعد من یکی از طرفداران هاروکی موراکامی خواهم بود، البته این نکته را هم بگم که ممکنه کسانی که به مسائل ماورا الطبیعه علاقهای ندارند شاید به اندازه من از کتاب خوششان نیاد اما در کل این کتاب اثری است بسیار قوی و با محتوا
سلام اولین بار هست یک اثر از موراکامی میخونم واقعا داستان جذاب و خوبی بود من عاشقش شدم ولی کاش تکلیف بعضی قسمتها رو مشخص میکرد مثلا اونجایی که ماریه داخل کمد پنهان شده وشخص پشت در کمد گفته شده که هم منشیکی بوده هم نبوده من اصلا متوجه نشدم اگر کسی فهمید به من هم بگه!! !! و پایان خوبی داره داستان این داستان شاهکاره.
رمان جذابی بود. ولی انگار ناقص تموم شد. اول داستان میگه روی کاناپه خوابیده بعد بیدار میشه میبینه مرد بدون صورت روبروشه و میگه پرتره منو باید بکشی. طلسم عزیزانش هم دست اونه.... بعد وارد داستان و اتفاقاتش میشه. آخرش انتطار داشتم برگرده به مرد بدون صورت و تکلیف اونم معلوم کنه ولی نشد.
زبان گفتگویی هاروکی موراکامی همیشه فوق العاده است. این دومین کتابی است که ازش میخونم و به معنای واقعی لذت بردم. برای من شاید سومین نویسندهای باشه که شحصیت داستانش این چنین زیبا با خودش حرف میزند، با دیگران گفتگو میکند و بیتکلف توصیف میکند. اولین بار است که من از توصیف مناظر خسته نمیشم.
به جلد اول این کتاب پنج ستاره دادم چون معتقدم واقعا منسجم و زیباست، ولی جلد دوم فاقد اون انسجام لازمه و به شخصه تمامی ایراداتی که منتقدین به کتاب گرفتند رو در جلد دوم مشاهده کردم. چند تا ایدهی جالب که نمیتونند به هم چفت بشوند و در نهایت نباید از سانسور کتاب هم غافل موند.
کلا موراکامی نویسنده توانمندی هستش و کتاب هاش ارزش خوندن دارن، ولی در این کتاب ۲جلدی ۱۰۰۰ ص میشد به خوبی ۲۰۰ ص حدف کرد بدون اینکه به روند داستان خدشه ای وارد بشه، چون توصیفات تکراری بودن، اگه من بخوام یه اسم واسه این کتاب انتخاب کنم میذاشتم الیس در سرزمین عجایب ۲،
مثل جلد اول عالی بود. به خصوص از جایی که ماریه گم میشود داستان نفسگیر میشود.
البته تم فقدان و تنهایی و سفر و جستجو و البته مردان تنها ظاهرا به امضای کارهای موراکامی بدل شده. ولی نمیتوان گفت داستانها تکراری هستند تا داستان جهان مخصوص خود را دارد.
نویسنده بسیار هوشمند و با طرز تفکری خارق العاده خواننده رو در فضای سورئال کتاب چنان مسحور میکنه که متوجه عبور از صفحات نمیشه اتفاقا من هم نقاش هستم و به قدری با شخصیت اصلی داستان ارتباط گرفتم که کارم رو با جدیت از نو شروع کردم
کتابی به شدت عالی و پر از مفاهیم زندگی و یک اثر ماندگار. هیچ وقت فکر نمیکردم عاشق یک کتاب بشم اما میتونم اعتراف کنم من عاشق این کتابم شدم ولی دوست داشتم تکلیف مرد بدون چهره و پرتره اونم مشخص بشه که اول کتاب گفت.
صفحه ۴۲۰: ماریه پس از بازگشت به اتاق مستخدم در را از داخل قفل کرد. صفحه ۴۲۳: ماریه قصد داشت از سوراخ کلید به داخل راهرو نگاه کند، اما متوجه شد که در اتاق مستخدم، سوراخ کلید ندارد!!!
توصیفات بینظیر، ترجمه روان و عالی، داستان چند لایه که میتونه ازی داستان سورئال فوق العاده تای گفتگو در مورد جهانبینی، بر حسب زاویه دید خواننده متغیر باشه.