احمد رضایی در کتاب وزن موسیقی و شعر: بررسی مقایسهای ایقاع و عروض، کوشیده است تا حد امکان شباهتها، اختلافها، مرزها و نقاط مشترک این دو علم را بیابد و گامی برای شناخت و معرفی بیشتر علم ایقاع بردارد.
همچنین در این کتاب ارتباط و هماهنگی میان آن دو در یک قطعهی موسیقایی موزون که دارای کلام منظوم نیز است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
از دیرباز وزن از مهمترین موضوعات درخور بحث در زبان و ادبیات ایران و جهان بوده است. در زبان و ادبیات فارسی و به خصوص در نوع کلاسیک یا به اصطلاح سنتی آن، مقوله وزن را با عنوان عروض میشناسیم. از طرف دیگر، عامل وزن، که حاکی از نظم و ترتیبی در زمان است، در تمامی هنرهای ایران و جهان، به خصوص هنر موسیقی نیز نقشی اساسی دارد. موسیقی ایرانی به دو بخش موسیقی آوازی و موسیقی ضربی تقسیم میشود. در موسیقی آوازی، وزن به صورت آزاد یافت میشود. اما عامل تمایز موسیقی ضربی (که شامل قطعههای ضربی و تصانیف است) از موسیقی آوازی، وزن است. وزن در موسیقی با عنوان ایقاع و ادوار ایقاعی شناخته شده است. ادوار، جمع دور است، و آن، اصطلاحی است برای وزنهای گوناگون و با نامهای مختلف، که موسیقی ضربی را به وجود میآورند.
با توجه به اینکه اوزان عروضی نیز در ادبیات، همان کاربرد ادوار ایقاعی در موسیقی را دارند، در این بررسی، علم عروض در برابر علم ایقاع قرار میگیرد و در پایان، اوزان عروضی، که معادل ادوار در ایقاع هستند، با یکدیگر مقایسه خواهند شد. به طور کلی علم ایقاع میزانی است برای سنجش وزن؛ همانگونه که عروض میزانی برای سنجش کلام منظوم است. از آنجا که قرنها این دو علم در ادبیات و موسیقی ایرانی کاربرد داشته و هر دو معیاری برای وزن محسوب میشوند، تاکنون ادیبان و موسیقیدانان زیادی مطابقتهایی هر چند کم بین دو علم مذکور انجام دادهاند.
علم ایقاع، میزان موسیقی موزون یا دارای ریتم است. چنانکه عروض میزان کلام منظوم است. ایقاع نیز مانند عروض، به طور کلی دارای اوزانی است که این اوزان را، در اصطلاح موسیقی قدیم ایران، ادوار یا ادوار ایقاعی گویند. ادوار ایقاعی از ارکان و ارکان نیز از نقره یا ضربه تشکیل شده که این ضربات معادل حرف در شعر است. زمانهای میان این نقرات، تعیین کنندهی وزن ایقاعی هستند.
برای پرداختن به مطابقت میان عروض و ایقاع، به شرح آنها بر اساس کتابهای قدیم موسیقی ایرانی و عروض سنتی پرداخته شده؛ که در این راه، کلیهی اشتراکات و شباهتهایی که دو علم مذکور در تقسیمات خود دارا هستند اعم از تاریخچه، واضع، و نیز گاهی سبب تسمیهی بخشهای مختلف مورد مطابقت واقع شده است. پس از آن، قطعههای موزون در موسیقی را که دارای کلام منظوم نیز هستند، بررسی کرده و نشان داده شده که در هر کدام از قطعهها چگونه وزنی عروضی که وزن شعر مورد استفاده بوده، با دوری ایقاعی که وزن موسیقایی آن قطعه است با یکدیگر هماهنگ شده و قطعهی مورد بحث را به وجود آوردهاند.
در بخشی از کتاب وزن موسیقی و شعر میخوانید:
از دیگر اشتراکات میان عروض و ایقاع، نشان دادنِ وزنها و دورها در شکل دایره است. این کار برای سهولت در یادگیری، تقطیع، یافتنِ اوزان و ادوار، و... است. شمس رازی دلیل آوردن دایره برای اوزان را اینگونه بیان میکند: «و اما فایده آنک دایره را از میان اشکال هندسی برگزیدند و موضع بحور گردانید، آنَست که فک اجزاء بحور از یکدیگر در دایره آسانتر از آن دست دهد؛ کی در دیگر اشکال. و فک آن است کی اجزاء بحر طویل را مثلا از وزن بحر مدید بیرون آری، و اجزاء مدید را از وزن بحر طویل. و این معنی صورت نبندد؛ الا به نقل جزئی یا رکنی از اول یک وزن به آخر آن، یا رد چیزی از آخر به اول. و شکل دایره خطی است متشابهالاجزاء. هر نقطه کی از آن فرض کنی، آن را هم سر دایره توان گفت، و هم پایان دایره باشد.»
چنان که میدانیم، میان برخی از اوزان عروضی، رابطهای در ترتیب و تعداد ارکان وجود دارد، که اگر نقطه شروع بسیاری از اوزان را تغییر دهیم و آنها را از رکنی دیگر آغاز کنیم، وزن جدیدی به دست میآید، که این کار را با شروع از نقاط مختلف، تا چند وزن جدید میتوان ادامه داد. عروضیان نیز، که بدین نکته پیبردهاند، اوزان مرتبط را در دوایری دستهبندی، و نامی نیز بر اساس ارتباط وزنهای موجود در آن، برای هر دایره انتخاب کردهاند. در این صورت، هر یک از دوایر چند وزن را در خود جای میدهد؛ به طوری که از هر نقطهای آغاز کنیم، وزنی متفاوت از نقطه دیگر به دست میآوریم. اما چنین رابطهای میان ادوار ایقاعی وجود ندارد. به همین دلیل هر یک از دوایر فقط نشان دهنده یک دور هستند، که نام همان دور را نیز بر دایره آن گذاشتهاند؛ جز اینکه با توجه به این کار در عروض، برخی ادوار ایقاعی را نیز، که نصف یا ضعف هماند، میتوان در یک دایره نشان داد.
بله

















