کتاب استمرار امر سلبی: نقدی بر اندیشه اروپایی معاصر نوشتهی بنجامین نویز به بررسی احیای تفکر سلبی از طریق نقد درونی اندیشه اروپایی معاصر با دست زدن به حرکتی دنکیشوتوار و از سر قصد میپردازد.
استمرار امر سلبی (The Persistence of the Negative) کتابی در حوزه فلسفه مدرن است که «تاییدگرایی» و فیلسوفان تاییدگرا را در اندیشه اروپایی معاصر نقد میکند. بنجامین نویز (Benjamin Noys) نویسنده کتاب عقیده دارد بخش اعظم اندیشه معاصر اروپایی حول یک گرایش مشترک شکل میگیرد و آن «تاییدگرایی» است. «امروز در اروپا باید به ضرورت اتخاذ موضع آریگویانه یا تاییدگرانه از آغاز تا انجام هر اقدامی باور داشت. ما ملزم به تایید نیرو و فعالیتی تحویل ناپذیریم که از محدوده هر تعینی تجاوز میکند و با امر سلبی از در مخالفت درمیآید. وی در این کتاب اندیشههای تاییدگرایانه فلیلسوفانی همچون دریدا، دلوز، برونو لارتو، آنتونیو نگری و آلن بدیو را به نقد کشیده است.
در همین راستا، امر سلبی را هم امری واکنشی میدانند که در تضاد با نقطه مقابلش سر بر میآورد و در نتیجه محدود، ناقص و به قول اسپینوزا، از مصادیق «شورهای نژند» به شمار میرود. تاییدگرایان اغلب اوقات دلمشغول سلبیتند و البته سلبیت آنها، سلبیتی افراطی و پرزور است.
وقتی اندیشه معاصر را، در میانه دو قطب مخالف آلن بدیو و آنتونیو نگری جای دهیم، یعنی افلاطون باوری خشک را در برابر اسپینوزا باوری شاد، قرار دهیم تعارضی پدیدار میشود که التزام هر دوی آنها را به تایید و آری گویی پنهان میکند. هر دوی آنها به شیوه های مختلفی موید خلق کردن بی پروای هستی شناسی های متافیزیکی، توان بالقوه سوژه برای ابداع، ضرورت تولید امر نو و در عین حال بدگمانی به امر سلبی و سلبیت هستند. ورای نقش این دو چهره و به طرز نامحسوسی در پس همه مناقشات، مباحث و نزاع های استعاری که در آستین اندیشه معاصر افتاده است، باور و پنداری درباره «تاییدگرایی» قرار دارد که همه از کنارش می گذرند.
در بخشی از کتاب استمرار امر سلبی میخوانید:
برونو لاتور یک خلاف آمد است. از یک طرف، در میان انواع رایج نظریههای تاییدگرا و آریگویانهای که در صدد تشریحشان برآمدهایم، جلوهای کاملا استثنایی دارد. ریشه آثار او را نباید در مبارزه علیه هژمونی دهه 1970 جست، زیرا عملا درباره سنت مارکسیستی یا انقلابی تردیدهای عمده سیاسی خود را بیان کرده است: لاتور از تجدیدنظر طلبی فرانسوا فوره در خصوص انقلاب فرانسه دفاع میکند و تلاشهای تاریخی برای حرکتهای انقلابی به منظور «تغییر انسان» را به سخره میگیرد. حال و هوای کنایهوار و تحریک کننده موضع سیاسی او را میتوان در عنوان مصاحبهای با وی در سال 2007 مشاهده کرد: «امروزه همه ما واکنش دهندگانی بیش نیستیم».
همچنین برخلاف آنچه در خصوص بازسازی دلوز، به عنوان «متافیزیسین محض»، مشاهده شد، لاتور خود را فیلسوف حرفهای نمیداند و نارضایتی خود از پرداختن به متافیزیک را بیان میکند. از طرف دیگر، لاتور را باید نمود بارز حال و هوای فراگیری دانست که حول اجماع بر تاییدگرایی شکل گرفته است. خودداری او از ورود به عرصه فعالیت یا نظریه سیاسی (دست کم آنطور که در «چپ» سراغ داریم)، شهرتش در مقام انسانشناس و جامعهشناسی که با شکیبایی شبکهها را دنبال میکند (شبکههایی که به صورت درهم بافتههایی مادی مجسم میشود و به طور مساوی یا نظر به حدومرزهای دموکراتیک، انسان و غیرانسان را شامل میشود) و نپرداختن به مسئله مدرنیستی نقد و نقادی از او نمونه بارزی ساخته است.
بله























