کتاب صندوقچهای از طلا نوشتهی مجتبی مرادی، مجموعهای از راهکارهای عملی جهت رشد و پیشرفت و موفقیت و رسیدن به اهداف مبتنی بر قانون جذب و قوانین کائنات است که با بیانی دلنشین و ساده به رشتهی تحریر درآمده.
بسیاری نمیدانند که چگونه میتوانند به اهداف و خواستههای خود برسند و یا اینکه دیگر امیدی به رسیدن به خواستههای خود ندارند و چون راه حلی ندارند حرکتی نمیکنند و دچار یاس و ناامیدی شدهاند. نویسنده باور دارد که آگاهی انسان کامل است و بسیاری از چیزها را میداند اما به خاطر شرایط خانواده و هزاران عامل دیگر فراموش کرده است.
جهان هستی بر روی قوانینی وضع شده که ثابت هستند و هیچ تغییری در آنها وجود ندارد اما ما میتوانیم این قوانین را یاد بگیریم و از آنها در جهت رشد و پیشرفت خود استفاده کنیم و یا از آنها به ضرر خود استفاده بکنیم. خداوند این جهان را بر اساس قوانینی خلق کرده که اگر هرکس این قوانین را رعایت کند و طبق این قوانین عمل کند زندگی را تجربه خواهد کرد که حتی فکرش را نمیکند و گنیجینههایی بسیار ارزشمند و گرانبها را بدست خواهد آورد.
شاید برایتان پیشآمده باشد که بخواهید در سریعترین زمان ممکن به خواستهها و آرزوهای خود برسید و یا راه رسیدن به آنها را ندانید و راه حلی هم برای آن سراغ نداشته باشید. نویسنده در این کتاب راههایی را به شما پیشنهاد میدهد تا در سریعترین زمان ممکن و با تغییر باورها و ایجاد احساس عالی شرایط و اتفاقات و افرادی را در زندگی خود جذب کنید که طالب آن هستید. اگر شما جزء افرادی هستید که میخواهید زندگی خود را تغییر دهید و هر لحظه احساس شادی کنید، این کتاب به شما توصیه میشود تا مانند هزاران نفری که زندگی خود را براساس این قوانین تغییر دادهاند، زندگی خود را متحول کنید. این کتاب پر است از راهکارهای ساده که میتواند زندگیتان را دگرکون کند و میتواند شما را در مسیر زندگیتان راهنمایی کند.
جملات برگزیدهی کتاب صندوقچهای از طلا:
- کلام تو عصای معجزهگر توست.
- شادی یک امر درونی است نه یک عامل بیرونی.
- قانون جذب و قانون عشق، هر دو یکی و شبیه هم هستند.
- جز سپاسگزاری و شادی برای نعمتهای خود کاری انجام ندهید.
- قدردانی برای نعمتی که دریافت کردهاید بهترین راه برای تداوم آن نعمت است.
- شما منتظر هرچه در زندگی خود باشید، حتماً در زندگیتان متجلی خواهد شد.
- از آنچه به تو وحی میشود پیروی کن، و صبر کن تا خداوند داوری کند، و او بهترین داوران است.
- عشق، اگر چه عنصری است که از لحاظ فیزیکی قابل مشاهده نیست ولی مثل آب و هوا وجود دارد. عشق یک قدرت فعال، زنده و پویا است.
- خداوند بینهایت است و لامکان و بیزمان. اما به قدر فهم تو کوچک میشود و بهقدر نیاز تو فرود میآید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود و به قدر ایمان تو کارگشا میشود.
- این که آیا بشر، قانون عشق را آگاهانه دنبال میکند یا خیر نمیدانم، ولی این مرا آزار نمیدهد. این قانون مثل قانون جاذبه عمل میکند چه آن را بپذیریم چه آن را نپزیریم.
در بخشی از کتاب صندوقچهای از طلا میخوانید:
مغز انسان دوست دارد هرچه بیشتر حس لذت را تجربه کند و این بدین معنی است که برای او مهم نیست که برای دیگر اعضا چه اتفاقی میافتد، به همین خاطر است که مثلاً یک فرد معتاد بیشتر از لحاظ روانی معتاد میشود زیرا مغز از اعتیاد لذت میبرد و برایش مهم نیست بر سر دیگر اعضای بدن چه میآید و فقط برایش لذت مهم است. آگاهی از این موضوع و نحوهی کارکرد مغز میتواند کمک شایانی به ما کند و ما را به سمت خواستههایمان سوق دهد. زیرا با آشنایی با عملکرد مغز و نحوهی لذت بردن و نحوهی رنج بردن آن راههایی را انتخاب میکنیم ک باعث لذت مغز میشود و از رنج گریزان میشویم زیرا مغز از رنج بردن گریزان است.
ما برای اینکه بتوانیم از این موضوع به نفع خود استفاده کنیم ابتدا باید برای خود عادتی ایجاد کنیم و خود را به کاری معتاد کنیم که به وسیلهی آن بتوانیم رنج و لذت را حس کنیم. نوشتن رنجها و لذتهای زندگی یکی از کارهایست که باید انجام دهیم. مغز انسان سعی میکند به سمت لذتها سوق پیدا کند و تمام تلاش خود را خواهد کرد که انسان به این خواسته برسد و شرایطی را فراهم خواهد کرد که در آن لذت بیشتری وجود داشته باشد.
برای اینکه بتوانیم از این ابزار قدرتمند استفاده کنیم کافی است جدول T شکل طراحی کنیم و یک طرف رنجها را بنویسیم و یک طرف لذتهایی که از ترک آنها برایمان به دست میآید. وقتی تمرکز خود را از روی ناخواستهها و رنجهایی که میکشیم بر روی خواستهها و لذتها بگذاریم، احساسمان بهتر خواهد شد و این احساس بهتر باعث ایجاد ارتعاشات خوب و در نتیجه شرایط و اتفاقاتی را برای ما رقم خواهد زد که این احساس را بیشتر تجربه کنیم.
بله



















