جلد کتاب کتاب داستان آن کلاتپشت جلد کتاب کتاب داستان آن کلات
۱۰۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب داستان آن کلاتپشت جلد کتاب کتاب داستان آن کلات

کتاب داستان آن کلات

کتاب الکترونیک
72 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب داستان آن کلات و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب داستان آن کلات

کتاب داستان آن کلات به قلم بهار مومنی، روایتگر داستان مردمی‌ست که با عقاید مختلف در صلح و برادری با هم زندگی می‌کنند تا آن‌گاه که سختی پیش می‌آید و باعث بی‌اعتمادی آنان به هم می‌شود و بنیان نابودیشان گذاشته می‌شود و تنها آن که نشان عشق بر دل دارد در اوج درد توان مبارزه دارد و راهی برای آرامش می‌یابد.

در بخشی از کتاب داستان آن کلات می‌خوانیم:

راهب: پس آن زن کیست‌؟ از آنان است؛ کنار تو چه می‌کند؟
یوحنا: کودکش به سمتم آمد تا از من نان بخواهد. کودک است، حکم مغول را نمی‌فهمد. بر او ببخشایید!
راهب: آنان را من حکم نمی‌کنم تا ببخشایم. اما، گناهِ کردار تو بر من است که هم‌آیینم با تو. باز هم ببخشایم، خشمِ مغول دامان دیگر ترسایانِ کلات را می‌گیرد. آن سردار شنیده که تو بر حکمش پا گذاشتی.
یوحنا: من فقط می‌خواستم تکه‌ای نان به کودکی بدهم.
راهب: برای دادن نان مجازاتی هست جدا. اما تو نیّت نزدیک شدن به آن زن را داشتی. نداشتی؟ با او در کومه‌ات بودی؟ زنی و مردی در کومه‌ای تنها؟
یوحنا: این چه سخنی ا‌ست؟! او شوی دارد. کودکش را نگاه کن!
راهب: گناهت دوچندان شد. امروز ارپه‌خان حکمی دیگر داد. نشینده‌ای؟ اگر مردی از ترسایانِ کلات به زنی از آیین دیگر درآید، گردنش بزنند.
یوحنا: من چنین نکردم. چنین حکمی هم نشنیده‌ بودم.
راهب: نشنیده بودی، چون کسی چنین گناهی نکرده بود. اکنون، تو اولین گناهکاری. حکم را من ندادم، مغول داد. کاش می‌توانستم جانت بخرم! اما افسوس‌! من راهبی هستم بی‌زر. تو گوش به بزرگیِ من نکردی و اکنون سزایش می‌بینی.
[سربازان مغول شمشیر بر یوحنا می‌کشند و او عقب‌عقب می‌رود. نور می‌رود. ]

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب داستان آن کلات
نویسندهبهار مومنی
ناشر چاپیانتشارات سوره مهر
سال انتشار۱۳۹۶
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات72
زبانفارسی
شابک978-600-03-0714-1
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰۰,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های نمایشنامه درام ایرانی

کتاب داستان آن کلات بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات سوره مهر در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب داستان آن کلات

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟