کتاب سایههای ترک خورده دهمین دفتر شعر غلامحسن اولاد متخلص به (م. اندیش)، شاعر پیشکسوت شیرازی است که شامل مجموعهای از 73 غزل، یک مثنوی بلند و تعدادی تکبیتی است.
به طور کلی روح و محتوای شعرهای این دفتر، اجتماعی و غنایی با نگاه فلسفی و هستیشناسانه است. بیشتر غزلهای این کتاب ویژگیهای سبک، سیاق، ذهن و زبان خاص اولاد را دارند، اما تعدادی از غزلها و مثنوی با حال و هوای سالهای دور و دیر و عاشقانه است. با توجه به سختگیری م. اندیش در انتخاب اشعار، از برخی غزلها تنها یک یا دو سه بیت را انتخاب کرده که دارای مفاهیم و پیامهای بلندتری است و واژهها و ترکیبات به خوبی شکل گرفته و با هم کنار آمدهاند و حاصل تک بیتهای این کتاب میباشند.
در بخشی از کتاب سایههای ترک خورده میخوانیم:
در آستین برادر همیشه خنجر بود
به دشنه دست نمیزد اگر برادر بود
هوای بال زدن دیگر از سرش افتاد
میان پنجۀ قرقی پر کبوتر بود
نمی نشست کسی سایه را ورق بزند
به جای این همه دیوارها اگر در بود
دلم برای خودم سوخت بس که میدیدم
ز پا درآمده آن دل که دیرباور بود!!
چو سنگ، چنگ دلم دیگر از صدا افتاد
که هر چه زخمه زد این دل به سیم آخر بود
درون آینه نشناختم خودم را آه
چقدر چهرۀ من شکل «نابرادر» بود؟!!
بله




















