پویا شهریاری راد زبانشناس جوان در کتاب بررسی گویش مشهدی، دادههای آوایی، صرفی و نحوی گویش زادبوم خود را گردآوری و ارائه کرده است.
این کتاب حاوی مطالب کاربردی است از قبیل: موقعیت جغرافیایی گویش مشهدی و وضعیت اجتماعی گویشواران آن، دگرگونیها و اختلافات آوایی گویش مشهدی نسبت به فارسی معیار، نکات دستوری گویش مشهدی، شرح تعدادی ضربالمثل، اصطلاح، اشعار گویش مشهدی و واژهنامه.
بیشک زبانها، گویشها و لهجههای موجود در هر کشوری، بخش بسیار مهمی از فرهنگ آن را تشکیل میدهند. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم با نابودی و از میان رفتن هر کدام از این زبانها و گویشها، زخمی عمیق بر پیکرۀ فرهنگی آن مملکت وارد میآید. میهن ما ایران، با قدمتی بیش از 5000 سال، شاهد زبانها و گویشهای بیشماری بوده که بسیاری از آنها طی حوادث گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... از بین رفتهاند و بسیاری دیگر نیز هنوز به حیات خویش ادامه میدهند که لازمۀ این امتداد حیات، ثبت و ضبط دقیق آنهاست.
خراسان، به عنوان یکی از کهنترین و نیز مهمترین مناطق این مرز و بوم، از دیرباز مردمانی را از نژادها و تیرههای گوناگون در خود پرورانده که هر کدام برای برقراری ارتباط میان خویش و رفع نیازهای زندگی، از گویشی خاص بهره میجستند. گرچه مردمان خراسان در طی این سالیان دراز شاهد بیرحمیهای روزگار اعم از سلطۀ اقوام مهاجم، سیل، زلزله، خشکسالی و نظایر آنها بودند که هرکدام از آنها با میراندن نفوس و بالطبع گویشوران، میتوانست دلیلی باشد برای نابودی گویشهای این خاک، اما ایشان هرگونه بود توانستند این میراث عظیم را برای ما به یادگار بگذارند.
این یادگاری، متأسفانه، در دو قرن اخیر به علت پیشرفت فناوری و وسایل ارتباطی گوناگون (رادیو، تلویزیون و اینترنت) با تزریق لهجۀ پایتخت که گونۀ معیار فارسی امروز است روز به روز رو به زوال میرود و اگر با شتاب برای نگهداری آن اقدامی صورت نپذیرد، تا چند سال دیگر ذرهای از این میراث گرانبها را نخواهیم دید و آن هنگام پشیمانی برای از دست دادن این گنجینه نیز سودی در پی نخواهد داشت.
در این میان، گویش مشهدی، علاوه بر ضربه خوردن از فناوری از عوامل "مهاجرپذیر بودن" و "مسافرپذیر بودن" زادگاه خود مشهد و توابع آن نیز آسیبهای بسیار زیادی دیده است. بدیهی است شهری که سالانه بیش از 27 میلیون زائر از داخل و 2 میلیون زائر از خارج از کشور که هر کدام با خود گویشها و لهجههای خاص خود را دارند، به چشم میبیند، اندک اندک گویش نژاده و اصیل خود را فراموش میکند.
در بخشی از کتاب بررسی گویش مشهدی میخوانیم:
اجل سگ که نِمِرِسه، نون چوپونِشِر مُدُزده.
اجل سگ که میرسد، نان چوپانش را میدزدد. مترادف: اجل سگ چو در رسد، به مسجد خرابی میکند.
از بومب عِدس به بومب نُخُت ماشه گِلیده.
از بام عدس تا بام نخود ماشی غلتیده است. مترادف: سگی به بامی جسته بود، گَردش به ما نشسته بود.
از پوشت کو دَرمِیه مِگِه ننه قوروت.
از پشت کوه درمی آید میگوید ننه کشک. کنایه از شخص لوس و بی مزهای که حرکاتی بی معنی انجام میدهد.
اسبه که به پیری سوغونِشِر بگیرن بِرِیِ میدونِ قیامت خُبه.
اسبی را که در پیری برای مسابقه آماده کنند برای میدان قیامت خوب است. کنایه از اینکه فردی پا به سن گذاشته و دیگر تربیت در او اثر نمیکند.
بله



















فقط باید گفت همونقدر که این گویش شیرین هست همونقدر هم یادگیریش سخته
ریزه کاری زیاد داره...