اگر به زبانهای باستانی و کتیبههای هخامنشی علاقه دارید، کتاب تحریر ایلامی به قلم سلمان علی یاری بابلقانی پژوهشی جامع برای شماست. این کتاب با بررسی ساختار زبان ایلامی، متن و ترجمهی کتیبه، نکات تحلیلی و واژهنامهی بسامدی، خوانشی زبانی از روایت داریوش بزرگ در بیستون ارائه میدهد.
دربارهی کتاب تحریر ایلامی
کتیبهی بیستون نهتنها روایتگر پیروزیهای داریوش بزرگ و سرکوب شورشهای نخستین سالهای پادشاهی اوست، بلکه یادمان تاریخی بزرگی است که در نوع خود سندی مهم برای شناخت زبانها و سنتهای نوشتاری دورهی هخامنشی نیز محسوب میشود. کتاب تحریر ایلامی اثر سلمان علی یاری بابلقانی با تمرکز بر کتیبهی بیستون، خواننده را به دل ساختار زبانی و دستوری متن ایلامی میبرد و تصویری دقیق از چگونگی شکلگیری و انتقال این متن ارائه میدهد.
این کتاب در پنج بخش تنظیم شده است که پس از بررسی زمینهی تاریخی و جغرافیایی بیستون، دربارهی جایگاه یادمان و نگارههای آن توضیح میدهد تا به مراحل ساخت کتیبه و ویژگیهای تحریرهای مختلف آن برسد. مسیری که به ما نشان میدهد کتیبه در یک مرحله شکل نگرفته و تحریر ایلامی در جریان تکمیل یادمان، دستخوش تغییراتی شده است.
کتیبه بیستون در آینهی زبان ایلامی
سلمان علی یاری بابلقانی، اولین بخش کتاب تحریر ایلامی نشر مرکز را به دستور زبان ایلامی هخامنشی اختصاص داده و طی آن به مباحثی نظیر آواشناسی، صرف، نحو و ردهشناسی زبان ایلامی میپردازد و به این شکل، ویژگیهای ساختاری این زبان را مورد کنکاش قرار میدهد تا اهمیت شناخت زبان ایلامی و شیوهی کاربرد آن در متون هخامنشی را روشن سازد.
بخش دوم کتاب از مباحث نظری فراتر میرود و در باب حرفنویسی ایلامی، ترجمه و مقابلهی تحریر ایلامی با نسخههای فارسی باستان، بابلی و آرامی مشغول کاوش میکند و کتیبهی بیستون را ورای یک سند منفرد، بهعنوان مجموعهای چندزبانی مورد بررسی قرار میدهد. به این ترتیب بخش مهمی از این اثر به شرح روایت داریوش بزرگ از تبار خود، ماجرای بردیه و گوماته، شورشهای ایلام، بابل، ماد، ارمنستان، پارت، گرگان، مرو و دیگر سرزمینها و همچنین اندرزهای پایانی او اختصاص مییابد.

ناخواندههای تحریر ایلامی بیستون
ناگفته پیداست که بخشهایی از کتیبهی بیستون در طول زمان ناخوانا شده و یا پیچیدگیهای زبانی باعث ابهام آن شده است. در بخش سوم کتاب، سلمان علی یاری بابلقانی به سراغ همین ابهامات میرود تا با بازسازی بخشهای ناخوانا و بررسی واژههای پیچیده، به استدلالهای زبانی برای خوانش و ترجمهی آن دست یابد. در بخش چهارم نیز واژهنامهی ایلامی و نمایهی واژگان، امکان مراجعهی دقیقتر به واژهها و ساختارهای به کار رفته در کتیبه را فراهم میکنند.
پس اگر میخواهید کتیبه بیستون را فراتر از روایت تاریخی آن و از دریچهی زبان و ساختار متن بخوانید، با خرید کتاب تحریر ایلامی مسیر خوانش و تحلیل یکی از مهمترین متون چندزبانهی دورهی هخامنشی را دنبال میکنید و با ویژگیهای زبانی تحریر ایلامی بیستون آشنا میشوید.
کتاب تحریر ایلامی برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی زبانشناسی یا زبانهای باستانی هستید و در تلاشید تا با ساختار، آواشناسی، صرف و نحو زبان ایلامی هخامنشی و شیوهی بررسی متون ایلامی آشنا شوید.
- بهعنوان پژوهشگر ایرانشناسی و مطالعات هخامنشی به دنبال منبعی برای مطالعهی یکی از مهمترین متون دورهی هخامنشی و بررسی زبانی و تاریخی کتیبه بیستون میگردید.
- به شناخت و بررسی زبانهای پیوندی، ردهشناسی زبانی و بررسی ساختار زبانهای باستانی علاقهمندید.
در بخشی از کتاب تحریر ایلامی: کتیبه داریوش بزرگ در بیستون میخوانیم
با توجه به واژههایی که به هردو صورت مشدد و نامشدد نوشته شدهاند، مشددنویسی معمول در خط ایلامی را تنها یک ویژگی املایی بدون ارزش آوایی میداند، اما از آنجا که برخی از واژهها تنها با صورت مشدد یا نامشدد میآیند، راینر (i1969: 111-116) طی بررسی اجمالی آوانویسی وامواژهها در خط ایلامی، احتمال میدهد که مشددنویسی همخوانهای میانواکی (VC-CV) در خط ایلامی برای نشان دادن همخوان بندشی بیواک و نامشدد آن (c) V-CV) برای همخوان بندشی واکدار وامواژههای ایرانی بهکار میرفته و از اینرو مشددنویسی دارای ارزش آوایی بوده و احتمالاً صورت مشدد همخوان سخت و صورت نامشدد برابر سست آن را نشان میداده است. مایرهُفر (1973a: 195-197)، با ذکر نمونههای ناقض نظر یادشده، این نظر را نپذیرفته و نامشددنویسی را تنها نتیجۀ اقتصادینویسی دبیران میداند. تاورنیه (2011b: 234) در تأیید این نظر، با ذکر نمونههایی (مانند (Dātāyana-> (Da-at-ia-na-ip* و (Nāfēca-> (BENa-be-ez-za*)، نشان میدهد که حتی در ایلامی نو نیز در بسیاری موارد همخوان بیواک ایرانی، برخلاف نظر راینر، نامشدد نوشته شده است و نظر وی نهتنها درمورد همخوانهای بندشی بیواک که درمورد همۀ همخوانهای بیواک نامعتبر است (نیز قس: 1. 2. 2. 3).
- خاچیکیان (i1998: 7) بنابر جابهجایی نشانههای -Z/Š (مانند Anzan/ Anšan) و نشان دادن /č/ فارسی باستان با این دو نشانه، وجود یک واج کامی سایشی /č/ را در زبان ایلامی تشخیص میدهد.
بله
















