کتاب حوض قصه، مجموعه اشعار آهنگین و موزون کیوان محب خسروی با موضوعاتی عاطفی است. این شاعر معاصر در سرودههایش، آرایههای ادبی زیبایی همچون تشبیه و تشخیص را به کار میبرد.
شعر واژه نیست، کلام نیست، خود زندگی است. لحظه لحظههای ما شعرهایی است که دانسته و ندانسته سروده میشوند. آنان که میدانند شاعرانند.
کتاب حوض قصه شامل غزلیات و قصایدی است که از سال هشتاد تا کنون سروده شدهاند. تقدم و تأخر اشعار نماینده زمان سرایش نیست و داوری در باب آن به دریافت خواننده واگذار میشود. این اثر نه به لحاظ ظاهر و نه در باطن ذاتاً قویتر یا ضعیفتر از آنچه خواندهاید نیست و صرفاً ارائه آراء شاعر است از برداشت موضوعاتی چون عشق زمان و موضوعاتی چون آن.
در بخشی از کتاب حوض قصه میخوانیم:
دارم به سر هوای یک آسمان جاری
رودی چو خویش سر کش کش سر زند گداری
در این یکی دو روزه یک شعر تازه گفتم
شعری به قد عشقت کوچکتر از قناری
بیخود نمیکشم من جیغ بنفش هرگز
من گر فروغ دارم تو صد غروب داری
یک مهرآفرین زد با مهر دفترم را
استاد گفت خوب است خود را نمینگاری
در مجلسی که طرحیم نقاشی تو را کشت
نقشی ز عشق میزد با طرح اعتباری
داروی اشتباهی است دستان آشنایت
پشت مرا چه خسته این زخمهای کاری
آن آری هماره و آن خیر بیستاره
همواره خیر فرمود هرگز نگفت آری
بله

















