در بیان دلنوشتههای محمد احمدی فر در کتاب دلنوشتههای ماهور، برداشت و تفسیر کلمات و جملات بر اساس عواطف و حالات روحی شخص خواننده میتواند متغیر و متفاوت باشد.
احساس آدمی در گذر زمان دستخوش تغییرات و تکامل میگردد. بیان احساسات تحت تأثیر جایگاه اجتماعی فرد و نقاب کالبدی انسان همیشه در گوشهای خلوت و دور از قضاوت به صورت زمزمهای سحرانگیز سعی در پالایش روح و زدودن غبار مادی در زندگی خاکی انسان مینماید.
انسان و روح، غار و جنگل، آسمان و زمین، دوست و آشنا، آفریننده و مخلوق، همگی در نهان انسان به موضوعات قابل بررسی و تحلیل در خلوت تنهایی انسان تبدیل شده است.
در بخشی از کتاب دلنوشتههای ماهور میخوانیم:
یه قاب عکس، یه قاب دل، یه آسمان ناب دل
یه سایهبان، دو صندلى، براى تو براى دل
یه چتر خوب، به ساحلى در امتداد بندرى
به قایقى به لنگرى، از عشق تو براى دل
به سبزهزار، به لالهزار، به آن هواى گلزار
به کوه قاف، از آن بهار، به لطف تو براى دل
کنار تو، کنار دل، به کشتى به وسع دل
به آسمان، به آن صبا، به قایقى کنار دل
به کندوان، یه آش دوغ، به قایقى تو موج آب
تو موج مهر، به رود آب، یه کلبهاى براى دل
یه قاب خوب، یه قاب نور، یه عکس خوب براى من
یه آب و رنگ، یه آبرنگ به جوهر از شراب دل
به ماه و نور، یه حال خوب یه کهکشان راه دور
بدون قال، براى تو، یه خانقاه براى دل
نگاه تو، به هر دو سو، به آن دیار آرزو
یه عشق ناب، یه حس خوب، یه شاخ گل براى دل
بله


















یکبار بخوانید و بگویید چه باشد به سلوک