احمد یزدان پناه در کتاب اقتصاد نرخ ارز، با توجه به اهمیت و منافع تجارت برای ملتها به بررسی نظریهها و سیاستها در این حیطه پرداخته است.
هر کشوری جهت تجارت از طریق «تخصصها» و افزایش «کاراییها» در حوزهی کالاها، خدمات و داراییها، برای تأمین مالی پروژهها در سطح ملی و بینالمللی، نیازمند تبدیل واحد پول با پول سایر کشورها است. به نرخی که پول کشورها با هم مبادله میشوند «نرخ ارز رسمی» یا به طور خلاصهتر «نرخ ارز» میگویند.
در یک تابستان گرم شاید توانسته باشید به شهر بازی گریزی بزنید. هنگام ورود باید مقداری از پولهای خود را برای استفاده از هر بازی به بلیط تبدیل کنید. چند واحد (چند ریال) پول خود را برای تهیه هر بلیط باید بپردازید؟ این نسبت پول شما در مقابل هر بلیط همان «نرخ مبادله» و یا «نرخ ارز» است. همین مثال ساده کمک میکند تا رابطهی بین قیمت دو پول مثل ریال و دلار به طور مفهومی روشنتر گردد و افزایش و کاهش ارزش هر کدام در مقابل دیگری بهتر مشخص شود.
در بخشی از کتاب اقتصاد نرخ ارز میخوانیم:
همواره برخی تعدیلات بزرگ نرخ ارز واقعی حکایت از آن دارد که علاوه بر عواملی چون هزینههای حمل و نقل، سلیقهها و تعرفهها، عوامل دیگری هستند که نقش کلیدی در نوسانات نرخ ارز واقعی مؤثر بازی میکنند. پیشرفت تکنولوژی که موجب افزایش بهرهوری کالاهای قابل تجارت (تجارت از بعد بینالمللی آن) یکی از آن عوامل است. بهرهوری بیشتر یعنی هزینه تمام شده کمتر. بنابراین در کشورهایی که بهرهوری بالاست، قیمت کالاهای قابل مبادله پایین بوده و این امر از طریق مجاری رقابت بینالمللی به سوی کالاهای قابل مبادله به سایر مناطق کشیده میشود. ولی همه کالاها قابل مبادله (صادراتی و وارداتی) نیستند. بخش غیرقابل مبادله اقتصادها مثل مسکن و بسیاری از خدمات از حداقل رقابت قیمتها در سطح بینالمللی برخوردارند. بنابراین، قیمت کالاهای قابل مبادله نسبت به کالاهای غیرقابل مبادله گرایش به کاهش دارند. بسته به وزنه کالاهای غیرقابل مبادله در سبد مصرفی کشور، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) کشور نسبت به سبد مصرف کننده بینالمللی افزایش مییابد و در نهایت «نرخ ارز واقعی مؤثر» کشور میل به تقویت پیدا میکند. اغلب به این سازوکار در اقتصاد «اثر بالاسا - ساموئلسن» میگویند. هم تئوری و هم شواهد آماری و تجربی، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، گواه آنند. بیشتر نوسانات نرخ ارز واقعی مؤثر این کشورها تحت تأثیر نوسانات قیمت کالاهای غیرقابل تجارت نسبت به کالاهای قابل تجارت قرار دارند.
بله


















