محسن فرسایی در کتاب براندازی صهیونیستی در امپراتوری عثمانی، نقش یهودیان صهیونیست، در از بین بردن و زوال امپراتوری عثمانی را بررسی میکند.
پس از سقوط خلافت عباسی در جهان اسلام، به تدریج ترکان مسلمان عثمانی در آسیای صغیر دولت عثمانی را تشکیل دادند که در مدت پنج سده توانست یکی از بزرگترین امپراتوریهای اسلامی را به وجود آورد. آنها امپراتوری بیزانس را از بین بردند و در خاورمیانه نیز به جز ایران بر همه سرزمینها سلطه داشتند.
محسن فرسایی معتقد است جریان صهیونیسم با برخورداری از پشتوانههای تاریخی، قومی، اعتقادی و تجارب عملی در مسیح ستیزی با هدف سیطره بر منافع جهانی و تفرقه در جهان اسلام، حاکمیت عثمانی را هدف اصلی خود قرار داد، زیرا این امپراتوری مانع دستیابی آسان به منابع اقتصادی ایران، شبه قاره هند، آسیای مرکزی و شرق آسیا شده بود.
محسن فرسایی از جمله اقدامات جریان امپریالیستی ضد اسلامی را بهرهگیری از تمامی امکانات و استعدادهای نظامی حکومتهای مسیحی، پشتیبانی از دولتهای متخاصم و حمایت از جنگجویان جداییطلب و مناطق خود مختار اروپایی در حاکمیت عثمانی ذکر میکند. وی هم به تحرکات نظامی و امنیتی و هم به اقدامات فرهنگی صهیونیستها علیه دولت عثمانی اشاره دارد.
در بخشی از کتاب براندازی صهیونیستی در امپراتوری عثمانی میخوانید:
بعد از شورش هدایت شدۀ طلاب معترض و کودتای مدحت پاشا و حکم خلع سلطان عبدالعزیز توسط مفتی اعظم، حسن خیرالله افندی، شاهزاده مراد پنجم با وجود اختلالات روحی به قدرت رسید. کودتاگران دونمهای و صهیونیست، همچون عونی پاشا، وزیر جنگ، سلیمان پاشا، رئیس دانشگاه جنگ، مدحت پاشا، رئیس کابینۀ دولت و رشدی پاشا، صدر اعظم به منظور سلطۀ کامل بر دربار عثمانی، در یک طرح منسجم و تشکیلاتی با سفاهت تمام در اردیبهشت 1255 ه. ش. (مه 1876م.) سلطان عبدالعزیز را در اتاق شخصیاش در کاخ «ییلدیز» به قتل رساندند. آنها با گذاشتن قیچی در کنار وی که مچهای دستش به سختی شکافته شده بود. طی سناریویی قتل وی را خودکشی اعلام نمودند. هدف از این قتل، احاطۀ کامل بر سلطان جدید و جلوگیری از اقدامات سیاسی و انتقام از عبدالعزیز معزول و هوادارانش بود.
بله
















