بنظرم هر ایرانی باید این کتاب را بخونه جملاتش چنان با شکوه است که حس عظمت را به انسان القا میکند و مهمتر از ان تو را به فکر میبرد که آفریننده باشی نه دنباله رو نیچه ارزشهای هزاران ساله را که انسان را از بزرگی باز میدارد زیر سوال میبرد در جایی گفته آیا تو کسی هستی که شایستگی فرار از قید یوغ اسارت را داشته باشی؟ چه بسیارند کسانیکه با از دست دادن یوغ اسارت خود بکلی ارزش خود را از دست دادهاند. و در جایی دیگر گفته یکبار زرتشت فکر خود را به ورا انسان رسانید و مانند کسی که از خارج جهان بر آن مینگرد برآن خیره شد / آنگاه جهان بنظرش کار یک خدای رنج کشیده بیمار آمد.
آنگاه جهان در نظرش بصورت یک خواب و یک اثر خیالی و بسان ابخرهای رنگین در مقابل چشم یک خدای ناراضی جلوه نمود. خدای ضعیف از نظر نیچه باید رد شود و انسان خدایی قدرتمند داشته باشد تا احساس قدرت داشته باشد مخصوصا خدای مسیحیت را رد کرده خدایی که رنج کشیدن را فضیلت میداند از نظر او این خدا روح بشر را رنج میدهد و حس قدرت و تغییر و تحول جهان را از او میگیرد به هر حال این کتاب روی من تاثیر فوق العادهای گذاشت پیشنهاد میکنم حتمن بخوانید
سلام خدمت خواننده گان ارجمند کتاب چنین گفت زرتشت به قلم فریدریش نیچه کتابی زیبا و ماندگار است. من در سالهای اخیر افتخار آشنایی با این نویسنده گرامی را داشتم و آثاری همچو فراسوی نیک و بد را از ایشان مطالعه کردم اما تا به حال نتوانسته بودم که این اثر را بخوانم. ولی حالا که به لطف کتابراه به این مهم دست پیدا کردم میبینم که این اثر هم شاهکاری دیگر از استاد نیچه هست اثری که با ظاهری شبیه به شعر نوشته شده اما فقط ویژگیاش ادبیاتی نیست و از لحاظ ارفانی و فلسفی با داستانی از پیامبر زرتشت که از کوهستان بر میگردد تا خبر مرگ خداوند ابر انسان را بدهد شما را جذب خودم میکند و به صورت عمیق درگیر مفاهیم فلسفی جذابی خواهید شد.
این کتاب چند نکته دارد که میتوانیم در مورد آن بحث کنیم باز هم نویسنده خارجی و باز هم بحث ترجمه
ترجمه این کتاب واقعا خوب بود و مرا جذب خود کرد و کلمه گنگی به نظرم نیامد.
در مورد اینکه این کتاب چه تاثیری دارد راستش باعث شد من با دیدی متفاوت تر از قبل به افراد مقابلم با حتی گذشتگان نگاه کنم که این در نوع خود بسیار جذاب بود.
این کتاب کمی از نظر من طولانی بود و میشد کمی مختصر تر مطالب به اشتراک گذاشته شود
در کل من از کتابراه نویسنده و مترجم محترم کمال تشکر رو دارم و خواندن این کتاب رو به شما پیشنهاد میدهم.
امتیاز من به این کتاب ۸ و نیم از ۱۰.
خوش باشید.
اول که شروع به مطالعه کردم حقیقتا هیچی از کتاب متوجه نشدم، چون با این دید شروع به مطالعه کردم که این کتاب رو باید مثل یک رمان خوند
ولی توصیه من به دوستان اینه که کتاب رو زمانی بخونید که تمرکز کافی دارید و کاملا با حوصله بخونید که بتونید از نکات جالب و ارزشمندی که نیچه بهتون میگه بهره مند بشید. به صورت کلی پس از خوانا و روان بودن ترجمه راضی هستم، اما بنظرم همچین کتابی نیاز به پاورقی بیشتری داره که متاسفانه مترجم به خوبی رعایت نکرده این قضیه رو ولی در امتیاز دهی این قضیت رو چشم پوشی کردم.
به طور کلی اگر میخوایید با عقاید و افکار نیچه آشنایی کلی پیدا کنید پیشنهادم اینه که این کتاب و کتاب غروب بت هاش رو مطالعه کنید که این کتاب عقاید کلیش هست و در غروب بتها به نقد باقی فلاسفه میپردازه.
با تشکر از کتابراه بابت قرار دادن همچین آثار ارزشمندی
خوندن این کتاب تجربه بی نظیری بود واسم، انگار که پیامبر یا مبلغی با دین و آیین جدید و بدون تعصب نشسته رو به روم و داره تمام ارزش های انسان هارو زیر سوال میبره و زیر و رو میکنه و از دلشون با منطق و زبانی دلنشین یه چیز جدید و قشنگ تر میسازه و درک سخن و انتخاب مسیر و ادامه راه رو بر عهده شنونده میزاره، از جمله سخنان قابل تاملش اینکه خدا و ارزش های قدیمی دیگه پاسخگوی دنیای حاضر نیستند و خدا دیگر مرکز معنا نیست انسان باید از انسان بودن و منفعل بودن خودش فاصله بگیره و آفریننده معنا و ارزش های جدید باشه و زندگی رو با همه رنج و تنهایی و خطر بپذیره و در نهایت هرکس باید خودش راه خودش رو پیدا کنه و طوری زندگی کنید که اگه قرار باشه زندگیتون با همین جزییات بی نهایت بار تکرار بشه شما باهاش مشکلی نداشته باشید و اینکه زندگی ستیزی و دشمنی با لذت و تحقیر دنیارو هم زیر سوال میبره، به شدت پیشنهادش می کنم.
فردریش نیچه یکی از شناخته شده ترین نویسندگان و فیلسوفان عصر جدید در میان ایرانیان است. کتاب چنین گفت زرتشت را نیز می توان شناخته شده ترین و محبوب ترین نوشته ی وی در میان فلسفه دوستان ایرانی به شمار آورد. این کتاب که دارای بن مایه های فلسفه ی اگزیستانتیالیستی است، یکی از بهترین نوشته ها و رمان های فلسفی است که البته شاید خواندنش برای خوانندگان تازه کار قدری سنگین و پیچیده باشدکتابیست برای دگرگونی انسان کسی که آن را درک کند به حقیقت زندگی و هستی خواهد رسید. در ابتدای کتاب جمله زن ستیزانه که پیرزنی به زرتشت می گوید به سراغ زنان می روی تازیانه را فراموش نکن که خودم نیز باور کردم که نیچه زن ستیز باشد ولی در ادامه کتاب منظور نیچه را فهمیدم به سراغ زنان می روی تازیانه را فراموش نکن. تازیانه را بر زمین میکوبند و آوای رقص می زنند و پایکوبان می رقصند
من خدایی را میپرستم که رقصیدن را بداند - مذهبیها از چه چیز نفرت دارند؟ از کسی که جدول ارزشهای آنان را به هم ریزد - من برای خلق ارزشهای جدید دنبال افریننده هستم نه دنباله رو -
چنین گفت زرتشت کتابی مهم و تأملبرانگیز است که تأثیر عمیقی بر فلسفه و ادبیات گذاشته است. اگرچه نیچه از شخصیت زرتشت برای بیان ایدههای خود استفاده کرده، اما نگاه او به زرتشت با نگاه تاریخی و مذهبی ایرانیان تفاوت دارد. با این حال، مطالعه این اثر برای کسانی که به فلسفه و اندیشههای مدرن علاقه دارند، تجربهای ارزشمند خواهد بود.
درود خدمت تمامی دوستان عزیز طرز فکر هرکس می تونه تا مقداری نسبت به محیطش شکل بگیره و هرچه به نسبت بالای سن نزدیک میشه می تونه اون رو با تجربیات و تفکرات و دیدگاه هایی که تجربه می کنه نقض و گسترش بشه طرز تفکر نیچه بسیار جالب بود گرچه مقداری تندروی در آغاز داشت اما در هر صورت وادار کرد به نگاه کردن از اون منظر و نظر دهی
خیلی کتاب خوبیه. با وجود اینکه من دیوونهی نیچه هستم. خوندن این کتاب صبر زیادی میطلبه. البته نه اینکه خسته کننده باشه اتفاقا شما رو جذب میکنه ولی سنگین هست بعضی از گذار ها.
در کامنت های این کتاب هر نکته ای که باید بگم رو میگم پس از همین اولین نکته شروع میکنم در همین بند اول مشخص است که نیچه هم عقیده اش بر این است که همچون تمام عرفا و پیامبران سن شروع آگاهی و رسیدن به تکامل ۳۰ الی ۴۰ سالگی است
کتاب چنین گفت زرتشت با ادبیات منحصر به فرد و خاص خود به گونهای مخاطب را جذب میکند که گویی تشنهای را برای یافتن آب در مسیری به پیش میبرد، در نهایت خواننده میماند و اندیشههای پیغمبر خیالی نیچه که نمیدانی آیا حقیقت را بازگو میکند یا خیال را جار میزند.
نظریات نیچه در حوزه ابر مرد یا ابر انسان و همچنین در بخش "خدا مرده است" واقعاً زیباست و تامل برانگیز. من این کتاب را دفعه چهارم که میخونم ولی بازهم نکات تازه از اون دریافت میکنم. بخوانید به دیگران هم توصیه بکنید. با تشکر علوی
کتاب را کامل نخوندم ولی دیباچه و کتاب اول چنین گفت زرتشت غوغیاست در فکر و اراده انسان
کتاب قابل تامل و ارزشمندی هست برای بررسی مسائلی که مطرح میکند
حس میکنم نیچه از بندگان خوب خداست هر چند که خود باور دارد خدا مرده (که البته این عبارت هم داستانها و تاویلهای مختلف دارد)
آثار نیچه واقعا بینظیر هستند، مخصوصا این کتاب. برعکس کسانیکه فکر میکنند نیچه انسان ضد خدا و دین بوده، من فکر میکنم در نوشته هاش به خوبی میتوان خدا رو پیدا کرد. لطفا تعصب بیجا نشان ندهید.
امروز خواندن کتاب چنین گفت زردشت را آغاز کردم، خواستم از جملات طلایی کتاب یادداشت برداری کنم، دیدم باید بار دیگر همه کتاب را در دفترم بنویسم.
کتاب عجیبی است.
ابن کتاب اونقدر عمیقه که من جمله به جمله رو از چت جی بی تی تحلیل خواستم تا عمیق تر متوجه بشم ار هر تیکه نت بردارید و نظرتون رو بنویسید بعد از نفتی مجددا بخونید دچار شگفتی میشید
به نظر خودم اشتباه کردم که انتخاب اولین کتاب فلسفی و شروع فلسفه من این کتاب بود اما همچنان با خواندن این کتاب لذت می برم و بیشتر به شخصیت عمیق نیچه و ژرف اندیشی او پی می بریم
ترجمه کتاب زیاد روان نبود اما کتابهای نیچه برای من همیشه جزو اولویت هام برای خوندن بوده چون به صحبت از مفاهیم از نگاه متفاوتی میپردازه که وادار به تفکر میکنه ادمو.
بنظر من خیلی کتاب قشنگ و سنگینی بود بعضی جملات را باید دو یا سه بار گوش داد که متوجه شد ولی درکل کتاب خیلی قشنگی بود و ارزشش رو داشت که وقت گذاشت بابتش
«خلوت گزین نمیتواند هم فراموش کند «و» هم به ستمگر ستم کند.» قسمت اول-گزند مار
و اما متن انگلیسی
“How could an anchorite forget! How could he requite! ” استفاده از «و» درست نیست
آنگاه جهان در نظرش بصورت یک خواب و یک اثر خیالی و بسان ابخرهای رنگین در مقابل چشم یک خدای ناراضی جلوه نمود. خدای ضعیف از نظر نیچه باید رد شود و انسان خدایی قدرتمند داشته باشد تا احساس قدرت داشته باشد مخصوصا خدای مسیحیت را رد کرده خدایی که رنج کشیدن را فضیلت میداند از نظر او این خدا روح بشر را رنج میدهد و حس قدرت و تغییر و تحول جهان را از او میگیرد به هر حال این کتاب روی من تاثیر فوق العادهای گذاشت پیشنهاد میکنم حتمن بخوانید