در کتاب از نظریه تا عمل به موضوع نظریه تا عمل تربیتی، به صورت یک فرآیند در یک حوزه نگریسته شده تا بتوان قدمی مؤثر در راه شفاف سازی رابطه نظریه و عمل برداشت و با استفاده از قابلیتهای فلسفه و علم به دنبال راهکاری برای سیر نظریه به عمل و عمل به نظریه در تربیت، یافت.
از نظریه تا عمل اثر زهرا حیرانی و صفا مصطفایی به تبیین راهکارها در حوزه تعلیم و تربیت رسمی که متشکل از وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم و فناوری و ارشاد اسلامی است، پرداخته و اینکه یک نظریه تربیتی طی چه فرآیندی تبدیل به عمل میشود.
فلسفه، تفکر در مورد کلیترین و بنیادیترین موضوعاتی است که در جهان و زندگی وجود دارد. موضوع فلسفه هیچ محدوده خاصی ندارد، هر زمان و مکانی که مسئله و سوالی رخ نماید که نتوان با روش ریاضی، تجربی آن را گشود، فعالیت فلسفی آغاز میشود. زیرا پیش فرضهای آن (فلسفه)، که آگاهانه یا ناآگاهانه به ذهن وارد میشود، آنقدر بنیادی و عمومی هستند که میتوان آنها را در هر یک از حوزههای تجربه مورد استفاده قرار داد.
ما با انواع فراوانی از فلسفه از جمله، فلسفه دین، فلسفه هنر، فلسفه علم و علوم گوناگون و فلسفه تربیت روبه رو هستیم. به گفته هرست، فلسفه تربیت، بهرهگیری همه جانبه روش پژوهش فلسفی در قلمرو تربیت است. از آنجا که تربیت، عرصه تنگاتنگ ارتباط نظر و عمل است و با اذعان به این که بسیاری از نظریات در این عرصه به درستی عملی نشده و یا هرگز تبدیل به عمل نمیشوند، این پدیده یعنی ارتباط میان نظریه و عمل، یکی از مسائل با اهمیت و چالش برانگیز در عرصه تربیت به شمار میآید و در طول تاریخ بسیاری از فلاسفه و فلاسفه تربیت را بر آن داشته که راجع به این ارتباط، اظهار نظر نمایند.
هر یک از اندیشمندان از منظری خاص و با توجه به زمینه اجتماعی و فرهنگی حاکم بر دوره حیات خویش به بررسی این مسئله پرداخته و تاکنون دیدگاه و نظری واحد که مورد توافق همهٔ اهل نظر و اندیشه باشد، درباره این مسئله حاصل نگشته است. البته این ویژگی خاص فلسفه است که مسائل آن بر خلاف مسائل علم، پاسخ دقیق و همه پذیر ندارند، در حقیقت در فلسفه، اهمیت بنیادی پیش از آنکه از آن پاسخ باشد از آن پرسش و حالت پرسندگی است، بیش از آنکه از آن دانستن و گردآوری اندیشهها باشد، از آن نگریستن و چگونگی نگریستن است.
بنابراین با توجه به مطالب پیش گفته پژوهش حاضر، ماهیتی بینابینی مییابد بدین معنی که از یک طرف با دیدی عمومی و کلی و ژرفنگرانه بهسان فلسفه و از طرف دیگر با دیدی تجربی، دقیق، قابل آزمون و همهپذیر بهسان علم، به بررسی ارتباط میان نظریه و عمل در تربیت میپردازد.
هر جامعه دارای آرمانی است و برای رسیدن به آن آرمانها نیازمند نظریاتی (تئوریهایی) است. با نگاهی گذرا در جوامع و کشورهای مختلف، در میان بعضی از آنها میتوان اختلاف فاحشی بین آرمانهای تربیتی و وضعیت موجود مشاهده کرد.
در بخشی از کتاب از نظریه تا عمل میخوانید:
نظریههای آموزش و پرورش اغلب از حوزه بزرگتر، جامعتر و کاملتری از تفکر مشتق میشوند. مثلا ایدئالیسم، رئالیسم و تومیسم فلسفههایی تعقلی هستند که واقعیت را کلیتا و رابطه انسان را با آن از نظر هستی، دانش و ارزش تبیین میکنند. نظریههای آموزش و پرورش اغلب متضمن عناصری هستند که از فلسفه مشتق شدهاند. مثلا ماهیتگرایی دربردارندهی عناصری از رئالیسم و تومیسم و پیشرفتگرایی شامل مضامینی از طبیعتگرایی و عملگرایی است.
بله


















