کتاب کنششناسی عرفان کاربردی از میان انبوه نوشتهها و سخنرانیهای پراکنده حسین باهر در مکانها و زمانهای مختلف با موضوع گزینش و جمعآوری در راستای نوع نگرش و نظریههای ایشان دستهبندی و عرضه شده است.
استیلای دو مکتب «ساختارگرایان» و «رفتارگرایان» بر تمام علوم انسانی به وضوح از ابتدای قرن بیست دیده میشود که همه حوزههای علوم انسانی را در نوردیدند.
در تکامل نظریهها و در پی تقابل ساختارگرایی و رفتارگرایی و نیز بروز پدیدههای پساساختارگرایی، در بنیان پیریخته توسط پروفسور باهر رابطه و نوع تأثیر، دلایل و شیوههای عمل و نیز ارتباط انحصاری بین هر ساختار و رفتار کشف و مطرح گردیده است. در پی آن مکتب کنششناسی مبتنی بر این دیدگاه در جهان شکل گرفت و حسب ارتباط با بانی آن شهره به مکتب باهریسم گردید.
این مکتب از تاثیرگذارترین قطبهای علوم انسانی و انواع اندیشهها در جهان شد و در فلسفه و به خصوص فلسفه ذهن، زبانشناسی، فلسفه علم، مدیریت، علوم سیاسی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی، انواع نقد و تحلیلهای ادبی، هنر و معماری، تعلیم و تربیت و حتی امروز در علوم شناختی و بسیار حوزههای دیگر پیروانی پیدا نمود و نظریه پردازانی در دیگر حوزهها مبتنی بر آن نظریههای جدید اعلام کردند.
به علت کاربردی بودن و عینیت تأثیر این نگرش بنیادی انواع سیستمهای توانمندسازی در توانمندسازی ذهن و مهارتهای زندگی شکل گرفت و آموزش مهارتهای زندگی از مبانی اولیه آموزش در سازمان بهداشت جهانی معرفی گردید که در کشور ما هم قسمتهایی از آن اجرایی شد.
در بخشی از کتاب کنششناسی عرفان کاربردی (Actual Mysticism Praxeology) میخوانید:
هدف چه ارزشمند باشد چه ارزشمند نباشد وسیله را توجیه نمیکند. زیرا وسیله دارای رسالت است حتی اگر هدف دارای اصالت باشد.
برای مثال هیچ آموزگاری حقی ندارد برای تربیت یک دانشآموز به او توهین کند حتی اگر دانشآموز واقعا خاطی باشد.
در چنین مواردی که هدف ارزشمند است بایستی به وسیلهی ارزشمندی هم متوسل شد. مثلا با دانشآموز خاطی طبق مقررات آموزش و پرورش رفتار کرد. فرضا او را به مدیریت مدرسه معرفی کرد و مراتب خبط و خطای او را مستندأ گزارش کرد. و بقیه امور را به مدیریت مدرسه واگذار نمود.
بله




















