کتاب مین سوسکی اثر اکبر صحرایی از مجموعه داستان دار و دسته دارعلی است که روایتی طنز از دفاع مقدس برای نوجوانان دارد.
اوهووی ملت! رد شدن هر نوع خواننده از داستانهای دار و دستهٔ من قدغنه! شرایط واسهٔ هر دو دسته، خوانندهٔ کمحوصله و پرحوصله، حسابی جفت و جوره. کمحوصلهها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پرحوصلهها با خوندن کل مجموعه اجازهٔ ورود به ماجراهای تودرتو رو پیدا میکنن قربون. رفیق جبهه و جنگ شما، دارعلی!
در بخشی از کتاب مین سوسکی میخوانیم:
پیرزن انگار نفس کم آورده باشد، چند بار عمیق نفس میکشد. اتاق سقفچوبی تاریک شده. پیرزن بلند میشود کلید برق را میزند و سر جایش برمیگردد و ادامه میدهد: «چند ماه بعد که اومد مرخصی، نماز خوند. اون هم چه نمازی! توی قنوت نمازهاش کف دستهاش پر از اشک میشد. صدای العفو العفو بچم زمین و زمان رو میلرزوند. آخرین باری که اومد مرخصی، محل رو زیر و رو کرد تا از پیر و جوون حلالیت بطلبه.»
بله















