کتاب فرضیه ساوجی 2 (فشار هوا منبع انرژی قلب) اثر محمد معتمدیان میتواند کمک زیادی به علم پزشکی و عملکرد بدن کرده و افقهای جدیدی را پیش روی بشر قرار دهد.
این فرضیه حاصل سالها تفکر، تجربه و تحلیل و رنج آقای محمد معتمدیان است و هدف آن طرح یک نظری علمی و دعوت از اندیشمندان و متخصصان برای پرداختن و توجه به آن است.
بیتردید جاودانگی یکی از مهمترین دغدغههای بشری در طول تاریخ بوده و هنوز نیز حیاتیترین خواسته بشر است. این دغدغه را میتوان در نوشتهها، اشعار، کتب و آثار نویسندگان مختلف مشاهده کرد. رویای جاودان ماندن و یا طول عمر زیاد یکی از معدود آرزوهایی است که از کودکی در ذهن نگارنده بوده است؛ و بهرغم دشواریهای فراوان زندگی که هنوز آن را رها نکرده است؛ این رؤیا یکی از انگیزههای اصلی و تحریکآمیز در راه تحقیق و پژوهش در موارد مختلف از جمله: «آناتومی بدن انسان» بوده است؛ که برای رسیدن به آن نظریات مختلفی را درست یا غلط از ذهن گذراندهام. از دیدگاه بسیاری از انسانها جاودانگی امری محال است ولی از دیدگاه محمد معتمدیان انسانها موجودات جاودانهای هستند و مرگ تنها انتقال از جهانی به جهان دیگر است، اما طولانی بودن عمر بشر در دنیای کنونی برای کاروان بشری دارای خیرات و برکات زیادی است.
عمر زیاد از سویی برای بشر زمینهساز پیشرفت و ترقی است و از سویی راهی کوتاه و مطمئن است برای رسیدن به کمال بشری، زیرا که با مرگ انسانی سرمایهای عظیم از تجربیات و آموختهها به زیر خاک میرود و برای رسیدن به همان تجربیات با سختی و هزینه بسیار، کودکی باید پرورده شود درحالیکه عمر زیاد انسان بدون کهولت و سستی اعضای بدن میتواند منشأ تحولاتی عظیم در آینده بشر شود.
قلب حیاتیترین عضو بدن است و هیچکس بدون آن قادر به زندگی نیست. با این حال وقتی توجه میکنیم قلب فقط یک پمپ است یک عضو مهم و پیچیده، که همچنان فقط به یک پمپ شبیه است، تقریباً همه میدانیم که قلب عضلهٔ قدرتمندی است که انرژی خود را برای پمپاژ خون از ماهیچههای نیرومند خود تأمین میکند. اما نتایج تحقیقات محمد معتمدیان نشان میدهد دانش ما در مورد منبع تأمین انرژی قلب کامل نیست و قلب این ماهیچه پرتوان انرژی خود را تنها از ماهیچههایش تأمین نمیکند، بلکه بخش بزرگی از آن را از منبع دیگری به دست میآورد.
اگر قرار باشد این انرژی از غذای خورده شده فراهم شود انسان باید هزینه بیشتری برای مواد غذایی خود صرف کند. تحقیقات معتمدیان نشان میدهد درصد زیادی از این انرژی از منبع دیگر تأمین میشود که ما تاکنون از آن بیخبر بودهایم. عدم آگاهی درست از منبع انرژی ماهیچههای قلب از سوی متخصصین و جراحان قلب میتواند باعث خسارت جانی و مالی جبران ناپذیری برای بیماران باشد؛ زیرا اگر تأمین انرژی قلب را از ششها بدانیم و نارسایی آنها علت کمتوانی قلب باشد، این تشخیص اشتباه باعث مرگ یا آسیبهای بزرگی به بیماران خواهد شد.
در بخشی از کتاب فرضیه ساوجی 2 (فشار هوا منبع انرژی قلب) میخوانیم:
هنگامی که پرده بزرگ و وسیع دیافراگم به سمت بالا حرکت میکند خون درون سیاهرگ و سرخرگ ششی را تحت فشار قرار میدهد خون درون سرخرگهای ششی، با فشار به سمت دهلیز و بطن چپ حرکت کرده و انرژی قلب را در زمان بازدم فراهم میکند از طرف دیگر خون سیاهرگی را وارد سیلندرهایی که دور تا دور پیستون هوای قرار گرفتهاند، میکند هوای داخل پیستون هوایی با فشار حاصل از خون کم اکسیژن بر سیلندرهای هوایی، از پیستون هوایی خارج میشود حال خون درون رگهای ششی به کمترین حالت نرمال رسیده و رگها خالی از خون میشود سپس وقتی پرده دیافراگم به پایین حرکت میکند بین پرده دیافراگم و ششها خلاء ایجاد میشود از آنجایی که جو با خلاء مخالف است از یک طرف خون بطن راست به سیاهرگها ششی وارد شده و از طرفی دیگر هوا با فشار وارد پیستون هوایی شده و خون داخل سیلندرها را به شدت به سمت سرخرگهای خالی و دهلیز چپ میفرستد و با فشار آنها را متورم میکند تا آماده برای مرحله بعدی از تنفس باشند.
بله


















