کتاب نقش روشنفکری اثر اسماعیل شفیعی سروستانی به تحلیل عقاید روشنفکران، ورود آنان به ایران و تأثیر آنان در تغییر فکری ایرانیان با استناد به سخنان مشاهیر میپردازد.
اسماعیل شفیعی سروستانی در کتاب نقش روشنفکری، به ابعاد فرهنگی در جامعهٔ ایران پرداخته و نقاط کور و بحران زده را برجسته کرده است. در این کتاب، به ابعاد گسترده و ژرف تهاجم فرهنگی، در همهٔ عرصههای فرهنگی کشور، توجه ویژهای شده است.
هدف کتاب نقش روشنفکری، مقابله با جریانهایی است که برخلاف تفکرات و فرهنگ اسلامی و دینی به کشور ایران وارد شده است. نخستین قدم در راه این مقابله، شناخت درست و روشن از گسترهٔ این تهاجم است. نگاهی گذرا نشان میدهد که در دوران حضور نبیاکرم (ص) و پس از آن در سالهای کوتاهی که امام علی (ع) بر مسند خلافت تکیه زد، هیچ ظلمی بر زنان نرفت؛ مگر آنچه در خفا رخ داد و ذکر دزدیده شدن خلخال زن یهودی و فریاد و فغان امام علی (ع)، سند زندهٔ توجه امام به همهٔ حرمتها و حقوق زنان در جغرافیای خلافت اسلامی است.
باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از مویه کنندگان بر آزادی و برابری زنان، به تبع فرهنگ غربی، برای زنان شأن ویژهٔ مردان قائل شدهاند و از آن با عنوان برابری زن و مرد، داد سخن میدهند. اینان دانسته یا ندانسته، زن را از مقام اصلی و شأن خود خارج ساخته یا تمنای واقع شدن شأن متفاوت با مقام اصلی زن را برایشان قائلند؛ چنانکه همواره همهٔ آنچه را که مردان ساخته است، از زنان میطلبند؛ به رغم آنکه در این نگرش همواره باید متوجه شرایط و مقتضیات ویژهٔ جسمانی، نفسانی و عاطفی زنان و آنچه که برای نقش آفرینی در هستی بدان نیازمندند بود؛ ورنه پذیرش هیئت مردانه و ظاهر شدن در هیبت یک مرد در عرصهٔ زمین به نوعی بزرگترین ظلم رفته بر زنان بوده و در مثل چنان است که انسان بیتوجهی بخواهد، پرتقال، در عین پرتقال بودن، طعم و مزهٔ سیب بدهد یا رنگ و بوی سیب را داشته باشد.
بدیهی است که بدون آگاهیهای فرهنگی و اجتماعی دقیق، امکان تبیین زندگی و حیات فردی و جمعی فراهم نمیآید و در نتیجه متولیان امور سیاسی و اجتماعی نیز در برنامهریزیهای خود، هرگز به نتایج مطلوب نخواهند رسید و بسیاری از نیروهای انسانی و امکانات مالی جامعه از بین خواهد رفت.
بنابراین، برای جلوگیری از مخاطراتی که هر دم جامعۀ ایران اسلامی را تهدید میکند، آگاهی بر سیر تفکر و اندیشههای اجتماعی و نحوۀ بروز و ظهور آنها در آثار مختلف ادبی و هنری و همچنین عمل اجتماعی ضرورت دارد. نگارنده، با بضاعتی اندک، سعی خود را مصروف آن داشته است تا برخی از وجوه تحولات و دگرگونیهای فرهنگی را نشان داده و پرده از روی جریاناتی که تمامیت هویت دینی و ملی این دیار را نشانه رفته است، بردارد.
در فصل اول از این اثر، مباحثی کلی به همراه مختصات و مشخصات تفکر جدید مغرب زمین آمده است. در فصل دوم به بررسی وضعیت مجامع و محافل فراماسونری و نقش آنها در بسیاری از حوادث و دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی «ایران» پرداخته شده است. در بخش سوم، به صورت مستند و مستدل، نقطه نظرهای روشنفکران اولیه (صدر مشروطیت) مورد بررسی قرار داده شده است؛ تا با نشان دادن نحوۀ موضعگیری آنها و میزان حضورشان در صحنۀ مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، شالودۀ بنای روشنفکری ایران شناخته شود.
و بالأخره در فصل چهارم به بررسی و ارائه اندکی از مصادیق بیشمار تهاجم وسیع فرهنگی در مجلات و مطبوعات جامعۀ روشنفکری ایران و به عبارت روشنتر این اثر، تحلیلی فرهنگی، اجتماعی و ادبی از جریان روشنفکری ایران پرداخته شده است.
بله























