داستان کتاب لباس محلی سامر اثر گری اسمیت دربارهی پسری به نام سامر است که در خانوادهای فقیر به همراه مادر و مادربزرگش زندگی میکند. مادر سامر برای پیدا کردن کار به شهر دیگری سفر کند و سامر را با مادربزرگش تنها میگذارد...
در کتاب لباس محلی سامر میخوانیم:
صبح فرارسید و همگی در اطراف میز غذاخوری درون آشپزخانه نشسته بودند.
"سامر" گفت: مامان، من خیلی متأسفم که نتوانستهام هدیه کریسمس مناسبی برایت تهیه کنم امّا به تنهایی یک کارت کریسمس قشنگ برایتان درست کردهام.
مادر کارت کریسمس را در دست گرفت و چنین خواند:
کریسمس مبارک،
دوستت دارم.
"سامر".
آنگاه مادر گفت: شما حالا بهترین هدیه کریسمس را به من دادهاید.
بله






















