کتاب یک تکه پنجره اثر یلدا ستایش مجموعهای از شعر معاصر فارسی و ترانههای امروزی است که به زبانی مناسب و شیوا و ترکیبات آسانیاب در قالبهای سادهای گنجانده شده است.
مضمون اصلی ترانههای کتاب یک تکه پنجره، حکایت رنجها و دلتنگیها و مخاطب قرار دادن کسی است که عامل پراحساس شدن شاعر و ترانه سرودن او شده، میباشد.
یلدا ستایش در طرح مسائل اجتماعی و رنجها و ناملایمات بشری و حتی مسائل و رنجهای پدیدهها و موجودات، میاندیشد و احساس و تصویر ذهنی خود را در قالب ترانه طرح میکند.
در بخشی از کتاب یک تکه پنجره میخوانیم:
واسه داشتنت چه روزا
چه شبایی که سحر شد
چه شبایی که نبودی
گونههام با گریه تر شد
* * *
جنگیدم با هرچی جز تو
جنگیدم با خودِ خستم
نگذاشتم که بفهمی
وقتی آروم میشکست
* * *
به کجاها که نرفتم
به چه جاها نرسیدم
ندیدی این تنِ سرد
تا کجا بی تو کشیدم
بله



















