کتاب سکوت کن اثر یلدا ستایش مجموعه ترانههای دلتنگی است که حکایتگر دغدغه و نگرانی نسبت به عشقی هست که شکل گرفته است.
یلدا ستایش غم روزهای قشنگ و زیبایی وصال و رسیدن را در قالب واژگان ساده روایت میکند و با مخاطب قرار دادن معشوق گاهی برای او سرود دلتنگی میخواند گاهی او را سرزنش و نوازش میکند و گاهی غمهایش را در تصویرهای روشنی از تنهایی، شب و گریه و غربت نشان میدهد. سکوت خواسته اصلی شاعر از درون پرغوغای خویش است تا در این شب تنهایی لختی به آرامش دست یابد.
در بخشی از کتاب سکوت کن میخوانیم:
تا خداحافظی از تو
رمقی نمونده تو من
نمیدونی که چه سخته
غمِ از تو دل بریدن
باورم نمیشد اینو
که قراره بر نگردی
تو با یه شرط محالم
منو دلخوشم نکردی
وقتی نبضم از جدایی داش میافتاد به شماره
کاش میشد چشات به قلبم بگن آره بگن آره
غم نشست کنج اتاقو
منو بارونزده میخواس
رو دلم داغ غزل بود
میدونِس پُرم از احساس
غم شبونه گریههامو
با خودش کشون کشون بُرد
جایی که ذوق ترانه
توی ذهن کاغذا مُرد
بله



















