کتاب سیب سرخ حوا، به تالیف عاطفه رشنو، از حکمت خداوند در اتفاقات پیرامون ما سخن میگوید. از لحظههایی که حضورش را میفهمیم... در ذره ذرهی وجودت مییابم و در نگاهت خواهم خواند. تنها یک چیز را. "خدا"
در کتاب سیب سرخ حوا میخوانیم:
هر وقت به در بستهای برخوردی و اگه فکرکردی راه دیگهای نداره، راهی رو امتحان کن که اصلاً تصور نمیکنی به جایی راه ببری. مثل امشب تو که وسیلهای نداشتی واسه رنگآمیزی تخممرغها، قصدداشتی از من بگیری که بازم نشد، مجبور شدی بری از اتاق مامان چیزی برداری که اصلاً ربطی به کارِت نداره البته...
البته چی؟
جدیتر از قبل گفت:
اگه 5 دقیقه دندان روی جگر میگذاشتی و کمی صبوری میکردی خودم از اتاق بیرون میاومدم و مجبور نبودیم (اشاره به تخممرغها کرد) با تخممرغ بزک شده سال نو رو آغاز کنیم.
نیما هم مثل پیام فقط یه چیز رو میخواست بگه: "هیچ کاری بیحکمت نیست." و "هیچ راهی بسته نیست."
بله

















