کتاب پروردگارا! همهی سامان و ویرانیام، مجموعهای از عارفانهها و شعر سامانهای محمدرضا بزی اله ری است. در این مجموعه، شاعر کوشیده است تا علاوه بر در نظر گرفتن موضوعات اجتماعی، معنوی و ارزشی در شعر خود و پرداختن به آنها؛ در ابتدا دست به آفرینش عشق بزند و پس از درک رازهای پیدا و پنهان عشق حقیقی، از ژرفای آن نیز بگذرد و به شعری دست یابد که باعث سامانِ اندیشه و تفکر، نگرشها، ارزشها و نیز چگونه اندیشیدن شود و آن شعری است که انسان را به معنا و به عرفان و به وصال معشوق واقعی و حقیقی برساند.
شعر همانند منشوری است با جلوه های گوناگون. بنابراین؛ نوع و میزان فهم و ادراک تصاویر خلق شده در کلام شاعران، نسبی است. هر کس معرفت و شناختش بیشتر باشد، دریافتش به آن تصاویر و معانی بهتر است. بدون دانش ممکن نخواهد بود کلام رادمردان راه طریقت و حقیقت که در واقع طبیبان دلها به شمار میروند را فهمید و به تصاویر خلق شدهی ذهن و تخیل آنها پیبرد. پس چه زیباست که پیوندی تازه با شعر داشته باشیم.
بله













