کتاب در میان رودخانه نوشتهٔ طاهره براتینیا یک مجموعه شامل هفت داستان جذاب برای نوجوانان است.
در بخشی از یکی از داستانهای این مجموعه تحت عنوان در میان رودخانه میخوانیم:
همینطور که از لای برگها او را نگاه میکردم صدای آب را شنیدم که از پشت سرم میآمد کسی شانهام را محکم گرفت. تا خواستم فریاد بزنم دهانم را گرفت. توی آب افتادم. سارا بود که پشت سرم در آب افتاد. همانطور میان رودخانه شروع به مشت و لگد زدن کردم. سارا به زحمت توانست روی پاهایش بایستد. فورا برگها را کنار زد و مرد را دید که هنوز پشت به ما داست و خودش را در آب میشست. چشمهای سارا از وحشت بیرون زده بود. صدایش را آهسته کرده بود اما آنقدر میلرزید که دیگر چیزی از حرفهایش نمیفهمیدم. بعد مرا کنار زد و از همان آب رودخانه سعی کرد بازگردد.
- باید به پلیسا بگیم.
فورا شانههایش را گرفتم. سارا به آ ب افتاد.
- پلیس چکار داره؟ وایسا اون که رفت قورباغه جمع میکنم بر میگردیم.
آب از سر و صورت و نوک دماغ سارا میچکید. مژههایش هم خیس شده بود. از احساس سرمایی که داشتم فهمیدم خودم هم مثل سارا خیس هستم. چشمهایش آنقدر گشاد شده بود که ترسیدم از جایش بیرون بزند. گفت:
- اون یارو قاتل اس.
بله


















