کتاب بهترین داستانهای تاریخ، نوشتۀ رضا سلیمی فامنینی همدانی است. بخشی از مطالب این کتاب، یادآوری جانبازیها و ایثارها و ستودن شجاعتها و شهامتهاست. بخش دیگری از حکایات تاریخی، اشتباهات کوچک و بزرگی را در بر می گیرد که نه افراد معمولی، بلکه کسانی آنها را مرتکب شدهاند که ادعای سردمداری و سرکردگی داشتهاند.
این خطاهای کوچک و بزرگ هم، درس است برای هر کوچک و بزرگ. اشتباهات گروه کوچکی از مردم هم در خور تعمق و عبرت است. گاهی بر عدهای، کارها چنان مشتبه میشود و یا برایشان مشتبه میکنند! که افعال عجیب و باورنکردنی و کودکانهای از آنان سر می زند. متأسفانه این درد بزرگ اجتماع ماست که ثقل خرافات، شانۀ اعتقادات مذهبی را میآزارد و آب زلال و گوارایی را که موجب حیات است به سموم گمراهی میآلاید و راه ترقی را به تنزل و واپس گرایی، تبدیل میکند! ممکن است کسی بگوید در این زمانه (قرن بیست و یکم)، دیگر کسی گول چنین شعبدههایی را نمیخورد ولی ای کاش چنین بود، ای کاش چنین بود ...
رضا سلیمی فامنینی در ادامه اشاره میکند که دکان شیادان، بی متاع و مشتری نیست و نباید به پیشرفتهای امروزی غره شد که اگرچه همگان امروز بزرگترین فایدۀ تاریخ را در این میدانند که آیندگان از وقایع گذشته پند میگیرند و مبادرت به کارهایی که سبب بدبختی گذشتگان شد نمیکنند ولی فروید، فیلسوف معروف اتریشی، که پزشک امراض روانی هم بود، در عین تصدیق این فایدۀ بزرگ تاریخ میگوید: "غرایض بشری مانع از این میشود که از تاریخ، عبرت بگیرد و یکی از آن غرایض خود خواهی میباشد و خودخواهی به نوع بشر تلقین میکند که، آنچه بر اسلاف وارد آمد و آنها را بدبخت کرد، بر او وارد نخواهد آمد، زیرا وی در زمان دیگری زندگی میکند و باهوشتر و ماهرتر، یا قویتر از گذشتگان است.
در هر صورت، تاریخ یک عرصۀ متنوع و مطلوب طبع است و آگاهی از آن، انسان ساز و هدایتگر. حتی به نظر من مطالعۀ لطایف و حکایات تاریخی کوتاه، میتواند انسان را به مطالعۀ عمیقتر و جامعتر سوق دهد و به عبارت امروزی، موجب ایجاد علاقه و انگیزه برای مطالعۀ تاریخ گردد.
بله


















