آموزنده بود نشون داد تصمیم عجولانه تبسم به خاطرحفظ یه خونه کلنگی اونم برای پدر بی فکری مثل یوسف وبرادری که بیشتر به یه خواهر دلسوز احتیاج داشت تا یه خونه و بدون مشورت با خاله دلسوز خود زندگی و جوانی خودش رو نابود کرد درسته آخر داستان باب میل تبسم شد ولی میتونست این اتفاق نیفته و اینکه خانواده نازنین اگر از منوچهر باخبر بودند پس از کارهای پدر مانی هم خبر داشتند چطور به این راحتی دخترشون رو به مانی دادند
دیگر اینکه داستان الکی طولانی ومطالب تکراری زیاد داشت خسته کننده وبدون هیجان پیش رفت
واینکه غلط املایی زیاد داشت اسم مانی همه جا به کلمات دیگر وصل شده بود
معتقدم این داستان از واقعیت خیلی دور است. چرا که اولا هیچ شخصی زندگی و خصوصا عشق خودشو بخاطر دیگران آنهم آدم قمارباز و خوشگذرانی حتی پدرش یا برادر بی قید و بندش به نابودی نمیکشد. نکته دوم اینکه مشکلاتی که برای تبسم پیش آمده بود از طریق خانواده عموش؛ خالش؛ بابک و.. قابل حل بود. از قدیم گفتن دوست و فامیل خوب کسی است که در غمها شریکت باشه وللا در خوشیها که همه عاشق جیب و بند کیفت هستن. نکته دیگه خیلی مطالب تکراری و گزافه گویی داشت.
البته اینا نظر شخصی است
فضای داستان خیلی غمگین بود همش در حال غصه خوردن و شکایت از زندگی و گریه کردن و... بودن
و اینکه درباره بعضی چیزا توضیح اضافه داده بودین بخاطر این کتاب طولانی شده بود
ولی نکته آموزنده این بود که قبل از هرکاری خوب فکر کنیم و معقولانه تصمیم بگیریم نه اینکه تصمیم اشتباه بگیریم و سر یه حماقت بچگانه هم زندگی خودمون رو خراب کنیم هم زندگی بقیه رو
با تشکر از نویسنده
با سلام خدمت دوستان کتاب رو خوندم خیلی خوب مطالب توضیح داده. شده بود البته یه کم زیاده گویی داشت... افکار تبسم و کم رویی او آدم رو کلافه می کرد... البته باید بگم موضوع داستان تا حدودی تکراری بود ولی در مجموع خوب بود پیشنهاد میدم بخونید
الناز بانو رمانتان مانند رمانهای دیگرتون بسیار زیبا بود من دوبار این رمان راخواندم بسیار لذت بردم باید بگم در عشق واقعا یک معجزه است و معجزه خداوند را هم هیچوقت نباید دست کم گرفت موفق باشید بانو به امید رمانهای بیشتر
خسته نباشیدخدمت نویسنده عزیز داستان بسیار عالی و غم انگیزی بود وپراز عبرت بایدبرای کسی مردکه برات تب کنه ولی متاسفانه تبسم خودشو کشت ولی کسی نه براش تب کرد نه ناراحت باید عبرت گرفت من که خیلی لذت بردم
کتاب خوبی بود مهم اینه که کتاب پندی داشته باشد توهردوراهی در زندگیت بتونی ازش استفاده کنی این کتاب بهت نشون میده یک تصمیم اشتباه و بدون فکرومشورت چی کار با زندگیت میکنه
خیلی ضعیف، نصف کتاب رو نخوندم چون پر بود از حرف های حاشیه ای و از قسمت های زیبا و مهم داستان سرسری گذشته بود، هیچ ارتباطی با شخصیت اصلی داستان نگرفتم متاسفانه.
دیگر اینکه داستان الکی طولانی ومطالب تکراری زیاد داشت خسته کننده وبدون هیجان پیش رفت
واینکه غلط املایی زیاد داشت اسم مانی همه جا به کلمات دیگر وصل شده بود