این کتاب داستان کوتاه دیدو بازدید عید شرحی از دید و بازدید های یک جوان در عید نوروز دارد که ماجرهایی جالب برای او اتفاق می افتد… این کتاب همانند سایر کتابهای جلال آل احمد گویشی خودمانی و متنی ساده دارد که خواننده را تا آخر به دنبال خود می کشاند.
از متن کتاب:
- سلام. حضرت آقای استاد تشریف دارند؟ بفرمایید فلانی است.
- ...
صدای استاد از داخل اطاق بلند و از حیاط گذشت که با صدای کشیده میگفت: «آقای... بفرمایید تو... کلبهی... در...ویشی... که صاحب و دربون... نداره.»
- به به! سلام آقای من! گل آوردی؛ لطف کردی؛ بیا جانم! بیا بنشین پهلوی من و از آن بهاریههای عالی که همراه داری برای ما بخوان، بخوان تا روحمان تازه شود. ما که فقط به عشق شما جوانها زندهایم...
- اختیار دارید حضرت آقای استاد، بنده د... د... ر مقابل شما؟! اختیار دارید.
- نه. نمیشه. به جان خودم نمیشه حتماً باید بخونی وگرنه روحم کسل میشه.
- حضرت استاد اطلاع دارند که بنده شعر نمیسازم. آن هم در حضور شما؟
بله























حالا اگر آن جذاب باشد و جذابیت کافی برای نگه داشتن خواننده را داشته باشد که داستان را میخواند وگرنه ادامه دادن داستان سخت میشود.
من سه تار و زن زیادی را بیشتر میپسندم تا این کتاب.