همواره از مدیران شهری خواسته میشود با استفاده از کمترین منابع کارهای متعددی در شهر انجام دهند. به عبارت دیگر دولتها مسئولیتهایی را به شهرهای کوچک و بزرگ واگذار میکنند، اما بودجۀ متناسب با این مسئولیتها برای آنها در نظر نمیگیرند. از طرفی نبود تعادل میان نیازها و ظرفیتها، برای ارائه خدمات در جوامع شهری، سبب تشدید نابرابریها و افزایش نیازهای اساسی انسانی و کمبود زیرساختهای عمومی میشود؛ اگرچه همواره میتوان با طرحی ابتکاری، چشماندازی برنامهریزیشده، مخاطرهپذیری در آزمایش روشهای جدید و شکستن ساختارهای قدیمی اقداماتی انجام داد. مثلاً شهردار یکی از شهرهای کلمبیا از محل بودجه پروژه ساخت یک بزرگراه چندطبقه برای ساخت پیادهرو، کتابخانه و مراکز بهداشتی در سکونتگاههای غیررسمی سرمایهگذاری کرد. از این طریق برای افراد نیازمند شهر فرصتهای شغلی ایجاد شد و سطح کیفی زندگی آنها به طور پایدار ارتقا یافت.
از ویژگیهای این کتاب ارائۀ چهارچوب و الگویی عام برای توسعه پایدار است که برای همۀ جوامع، اعم از توسعهیافته یا در حال توسعه، قابل استفاده باشد. همچنین از آنجا که الگوی مذکور از تجارب یکی از شهرهای کانادایی گرفته شده میتوان از تحقق و اجرایی بودن آن نیز مطمئن بود.
بله

















