(کورش کبیر، آرش کمانگیر، عشاق، حُداء، نقش سازها در جنگهای گیلان و مازندران و...)
این نوشتار درباره کاربرد ساز موسیقایی در آیین مهر است که قدمت آن به دوران قبل از زرتشت میرسد. به همین روی، چون بین آن آیین و کشتی یا ورزش زورخانهای پیوند ناگسستنی وجود دارد، ابتدا مطالبی درباره کشتی و سپس ورزش زورخانهای بیان میشود.
برخی محققان، زورخانههای قدیمی در ایران را همانند مهرابهها دانستهاند. در دوران گذشته، انجام دادن ورزشهای گوناگون همراه با پرورش روح و روان باعث میشد که مردمان این مرز و بوم همیشه آماده مقابله و نبرد با دشمنان باشند. زورخانه یا مکانی شبیه به آن برای چنان مقصودی بود. چنانکه میل زدن برای آمادگی در گرفتن گرز، کباده برای تیراندازی و سنگ زدن برای نگاه داشتن سپر در میدانگاه کاربرد داشته است. آن آمادگیها باعث میشد تا در نبردهای ایران و روم از همان آغاز تاریخ حضرت مسیح، جنگاوران رومی تحت تأثیر نیرو و باورداشت جنگاوران ایرانی قرار بگیرند. بنابراین، ستایش ایزد پیروزی ایرانیان را، به نام میترا، به اروپا بردند و در هر جایی از اروپا، آسیا، افریقا، تا دامنه صحرا، که قلمرو امپراتور روم بود، پرستشگاههای بیشماری برای مهر برپا کردند.
در ایران باستان، هریک از روزها به نگهبانی یکی از فرشتگان سپرده شده بود. پاسبانی یازدهمین روز ماه با ایزد خورشید و روز شانزدهم با ایزد مهر بوده است. ماه مهر نام ایزدی بوده که با کشتزارها و رمهها در ارتباط بوده و باور آن به دوران پیش از زرتشت میرسید.
مطالب این کتاب حاصل تحقیقاتی است که در موقعیتها و زمانهای مختلف انجام گرفته است. هنگامی که دربارۀ موضوعات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مردم گیلان و مازندران، از گذشتههای دور تا کنون، تحقیق میکردم، متوجه شدم که موسیقی و سوژههای مورد نظر چنان در هم تنیده شده است که جدا کردن آنها از هم امکانپذیر نیست؛ چنانکه موسیقی و آیین مهر جزء تفکیکناپذیر آداب و رسوم کشتی در گیلان و مازندران بود و موسیقی در جنگهای مردم گیلان و مازندران همچون سلاح کاربرد داشت؛ مثلاً، حکام مازندران، که به دستور مغولان برای فتح قلعه گردکوه رفته بودند، تحت تأثیر شعر و موسیقی قطب رویانی محاصره را ترک کردند و به زادگاه خود بازگشتند.
بله

















