عوامل بنیادین در دستیابی به کیفیت بینظیر
«محصول خوب، محصول بد» کتابی در مورد کیفیت است. این کتاب بر محصولاتِ فنآوریها و صنایع متمرکز است و عقیده دارد که رواج محصولات خوب میتواند تأثیر مثبتی بر زندگی افراد، سازمانها و مللی که آنها را تولید میکنند و از آنها بهره میگیرند و نیز کل انسانها داشته باشد و باعث پیشرفت همه شود. اگر چیزهایی تولید کنیم که بهکارمان نیاید آنگاه آنها در فضای بازار ناکام میمانند و حتی ممکن است باعث رویگردانی همه از آنها شوند.
این کتاب مبتنی بر یادداشتهایی است که من برای یک دورۀ آموزش عالی با عنوان «محصولات خوب، محصولات بد» تهیه کردم. من سالها این دوره را در دانشگاه استنفورد تدریس میکردم. این کلاس در فهرست کلاسهای بخش طراحی دپارتمان مهندسی مکانیک، دپارتمان علم مدیریت و مهندسی در مدرسۀ مهندسی و برنامۀ استنفورد در زمینۀ علم، فنآوری و اجتماع قرار داشت. اما این کلاسها معمولاً نه تنها مشتمل بر دانشجویان حاضر در این برنامهها میشدند بلکه بسیاری از فارغالتحصیلان مدارس بازرگانی و دیگر حوزههای دانشگاهی را نیز در بر میگرفتند. تعداد زیادی از دانشجویان شاغل در شرکتها نیز در اوقات فراغتشان، از طریق مرکز توسعۀ حرفهای استنفورد، از راه دور در این کلاسها حضور مییافتند.
کیفیت یک مفهوم لغزان، پیچیده و تا حدودی انتزاعی است - تعاریف فرهنگهای لغت چندان به ما کمک نمیکنند (مانند: «استاندارد مربوط به چیزی خاص که در برابر چیزهای مشابه دیگر مورد سنجش قرار میگیرد»؛ «میزان خوب بودن چیزی»). فلاسفه زمان زیادی را صرف این مفهوم کردهاند. این کتاب در زمینۀ فلسفه یا معناشناسی نیست. از این روی با توجه به هدفمان فرض میگیریم که کیفیت یعنی «خوبی»، اما، این معنا ما را با برخی پرسشها تنها میگذارد: «خوبی برای چه کسی؟»، «خوبیِ چه؟»، «خوبی در چه زمانی؟»، «خوبی در کجا؟». اگر شما دوست داشته باشید که به ایرادی چون «منظور شما از خوبی چیست؟» بپردازید من به آن نیز نخواهم پرداخت.
بله




















