این کتاب ۱۴۸صفحه ای، همانگونه که از نامش مشخص است؛ در مورد داشتن بصیرت در هر زمان و نیاز به آن، در دوران مختلف و در عرصه های گوناگون است. نویسنده در این کتابِ شش فصلی، به حقیقت بصیرت، عوامل بصیرت، موانع بصیرت، بصیرت و جریانشناسی، ضرورت وجود بصیرت و تذکراتی به خواص، بهویژه حوزویان پرداختهاست و در قسمتهای مختلف کتاب، از آیات قرآن و احادیث معصومین (علیهمالسلام) بهره جستهاست.
در مقدمه این کتاب آمده است:
پیامبران با شناخت، آگاهی و ایمانی که به هدف دارند، برای ارشاد مردم به پا میخیزند؛ ازاینرو، در راه رسیدن به هدف خود استوارند؛ همانند کوهی برابر ناملایمات و نادانیها میایستند و کوچکترین تردیدی ندارند. در مقابل، دلیل مخالفت امّتها با پیامبران و اهداف نورانیشان، ناآگاهی و نداشتن بینش صحیح بوده است. همواره انبیا از نادانی امّتها رنج میبردند. این نادانی بهاندازهای بود که سران کفر و شرک به آسانی، مردم را فریب میدادند و ایشان را به مقابله با پیامبران وامیداشتند. در طول تاریخ، علّت هر فساد و اختلاف که نسلها را تباه و آبادانیها را ویران کرده، پیروی ملّتها از گمراهان بوده است. ازاینرو، گرفتارشدن انسانها در دام مستکبران و تباهشدنشان از نادانی و ناآگاهیشان ناشی میشود که سرچشمۀ این ناآگاهی و نادانی، نداشتن بینش صحیح (یعنی بیبصیرتی) است.
بدونشک در دنیای امروز، نیاز ملّتها به آگاهی بیش از گذشته میباشد؛ زیرا فتنهگران در تمام زمینهها و با انواع فریبها در پی فریفتن ملّتها هستند و اینگونه، بسیاری از کشورها و ملّتها را گمراه و نابود کردهاند. استکبار جهانی و شبکههای خبری که امروزه، بیشتر آنان در کنترل صهیونیستها و ستمگران فریبکار میباشد، خود عاملی بازدارنده از آگاهی ملّتهاست. این رسانهها، شبانهروز با انواع دروغپردازی، سناریوسازی و حیلهگریها میکوشند، با فرهنگسازی افکار جامعه و ملّتها را به سوی اهدافشان هدایت کنند. اینگونه چیرگی خود را بر ملّتها و ثروتهای آنان ادامه دهند. اکنون آگاهی ملّتها میتواند این ترفندها و فریبها را نقشبرآب کند و این همان هدفی است که انبیای الهی و ادیان آسمانی پی آن بودند.
بله























