کتاب آبی تر از آسمان مشتمل بر مجموعه داستانهای کوتاه فارسی، با موضوعات مختلف اجتماعی از نویسندگان کردستان است. برخی عنوان داستانها عبارتند از: «فراموشی»، «جان کندن»، «باد و کاج»، «آسمان صاف و روشن»، «قلب زمین لرزید»، «آلبوم»، «خانه پوشالی»، «ظهرهای تابستان»، «نیمه شب»، «همسایه ها»، «چشمان شیشه ای»...
از متن داستان "چشمان شیشه ای":
لباس امروز همان لباس من بود. سرش را چسبانده بود به شیشه. با همان حالت خاص چشمانش مثل کسی زل می زند توی چشم معشوقش، تحمل نگاهش را نداشتم ترس شیرینی توی نگاهش بود. حس کردم او هم مثل من از چیزی میترسد. اما به روی خودش نمیآورد. از جایش راضی نبود. مثل من که از خیابان میترسیدم. از توی شیشه چیزها قشنگتر دیده میشود. آدمها با آن پالتوهای گشادشان که تا گردن بالا آورده بودند. دستها توی جیب و تند تند انگار همیشه دیر است شاید کار مهمی دارند. روزهاست که دارم از توی شیشه این راه رفتنها را میبینم. اما کسی به من نگاهی نمیکند. دختر دارد با چشمان شیشهای قهوه ایش دنبال من میگردد. توی خیابانها مانکنها با چشمهای رنگی تند تند از کنار ویترین مغازه چهارم رد میشوند. چقدر هوا امروز سرد است همه خودشان را پوشاندهاند بوی باقالی ...
بله
















