آی مردم! من و شما آنچنان که از ظاهرمان برمیآید، در معرض داوری قرار میگیریم و حقیقت ناپیدامان هماره مورد غفلت واقع میشود. اگر یکی از ما بلغزد، او را فرو افتاده و زمینخورده مینامیم، واگر مهر ورزد، ناتوان و زبونش میخوانیم. اگر درنگ کند، او را گنگ و لال میدانیم و آنگاه که آه از دل برکشد، او را در شرف مرگ؛ یا مرده میپنداریم.
من و شما، در بند پوستهی من و ظواهر شما گرفتاریم ؛ از این رو آنچه را که روح در من به ودیعه نهاده و در شما پنهان کرده، نوگفتهها و نکتهها نمینگریم.
چه توانیم کرد که تا زمانی که در بند غرور، از حقیقت درون خویش غافلیم؟
بله
























