هر چند روش داستان پردازی بسیار جذاب بود ولی هیچ خوشم نیامد. داستان اصلا سر و ته نداشت. همیشه می گویند «پایان باز» این داستان از نظر من آغازش هم کلا باز بود و من واقعاً نمی فهمیدم چرایی وقایعی را که اتفاق می افتاد؟! یک سبک زندگی کاملا ناپاک و در پی آن اینهمه حال بد! البته اختلاف فرهنگی و اختلاف جهان بینی را هم نباید نادیده گرفت. شاید این نوشته از نظر یک خواننده ژاپنی کاملا قابل درک باشد ولی از نظر من نبود.
نوشتههای هاروکی موراکامی برای کسانی که درونگرا هستند خیلی جذاب و گیراست. برای من بعنوان یک خواننده حرفهای اوج جذابیت کتاب در قدرت ایجاد حس همذات پنداری با قهرمان داستانه، کاری که موراکامی در خیلی از نوشته هاش به خوبی از پسش براومده. توصیه میکنم کتاب رو بخونید و امیدوارم مثل من از ترجمهی خوبش لذت ببرید
نوشتههای موراکامی همیشه مورد علاقه من بوده. داستان این کتاب البته به قوت کتابهای دیگه موراکامی مثل 1q84 و یا کافکا در کرانه و... نیست ولی باز هم سبک نگارش و روند داستان مثل همیشه عالیه. خوندنش رو توصیه میکنم به دوستان. خوندن همه کتابهای این نویسنده رو توصیه میکنم.
من که از این پیش نویس متوجه نشدم موراکامی از چه نوع فراز و فرودهایی در زندگی و عشق حرف میزنه...! ؟ مگر اینکه عشق ژاپنیها هم داره از فرهنگی ژاپنی فاصله میگیره و به زندگی ماشینی آنها نزدیک تر میشه. بله منظورم همون عشق رباتیک هست.
از مترجم خوب اثر هم تشکر میکنم که روانی کلام نویسنده رو قشنگ منتقل کرده. ساده، روان. و بسیار زیبا. به خوبی نشون میده که طوفان درون کمتر از طوفان بیرون نیست وگاه سهمگین تر و شدیدتره و بیصدا