جلد کتاب رمان پنج بامداد پایان پیام
۴۷,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب رمان پنج بامداد پایان پیام

رمان پنج بامداد پایان پیام

کتاب الکترونیک
256 صفحه
EPUB

برای شنیدن رمان پنج بامداد پایان پیام و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی رمان پنج بامداد پایان پیام

کارولین همه خبرها را بی‌درنگ به برون از خانه منتقل می‌کرد وی به جای خبرآوردن به خانه خبر از خانه به بیرون می‌برد. حتی خواهرش هم نمی‌دانست کارولین چگونه با این سرعت و دقت به سری‌ترین خبرها دست می‌یابد. از این رو خواهرش سعی می‌کرد کمتر با وی در مواردی که می‌خواهد راست و دروغ را به هم ببافد و از آن خبر داغی بسازد، صحبت کند و بیشتر طفره می‌رفت.

راستش ما در روستا زندگی می‌کردیم و بی‌پرده باید بگویم که دهاتی محسوب می‌شدیم، و خوب می‌دانید در دهات هم به علت فقدان سرگرمی های خاص، بهترین، ارزان‌ترین سرگرمی آن‌ها گپ زدن است که در نهایت به غیبت می‌انجامد.

ده ما یعنی کینگزآبوت هم از این زندگی مستثنی نبود زیرا که کینگز روستایی کوچک با جمعیتی محدود بود. در کینگز آبوت دو خانه خیلی انگشت‌نما بودند، یکی از آنها خانه‌ی آقای راجر بود که به دلایل مختلف از تمام خانه‌ها شناخته شده‌تر بود، معلوم است که با این وضعیت چقدر شایعه و حرفهای راست و دروغ پیرامون این بنا و ساکنین آن بود و خوراک خوبی برای غیبت‌کنندگان محسوب می‌شد. به هر حال هر چه را که در مورد آن خانه می‌گفتند می‌شد، بدان شک کرد، مگر در مورد پسری که در آن خانه می‌زیست: رالف فرزند خوانده‌ی آقای راجر به تأیید و تصدیق تمام اهالی خوشگلترین چهره‌ی کینگز آبوت بود، ولی این زیبایی ظاهری بود...

خانه‌ی دوم خانه‌ی بزرگ خانم فرارز بود موضوع جالب این بود که، هم خانه فرارز و هم آقای راجر همسرانشان را به علت افراط در مشروب از دست داده بودند. سن زیاد، تملک، همدردی و تنهایی وجوه مشترکی بود که این دو خانه‌ی سرشناسان را مانند پلی به هم متصل می‌کرد. شایع شده بود که آقای راجر و خانم فرارز مرتباً یکدیگر را ملاقات می‌کنند...

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابرمان پنج بامداد پایان پیام
نویسندهآگاتا کریستی
مترجمبهرام افراسیابی
ناشر چاپیانتشارات مهرفام
سال انتشار۱۳۸۹
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات256
زبانفارسی
شابک978-964-9915-24-1
قیمت کتاب الکترونیک
۴۷,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی
کتاب‌های ادبیات کلاسیک

رمان پنج بامداد پایان پیام بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات مهرفام در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

آگاتا کریستی نویسنده رمان پنج بامداد پایان پیام

آگاتا کریستی

۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ تا ۱۲ ژانویه‌ی ۱۹۷۶ - انگلیسی

آگاتا کریستی نویسنده‌‌ی انگلیسی رمان‌های پررمزوراز و خالق شخصیت‌هایی چون «هرکول پوآرو» و «خانم مارپل» است که یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان ژانر جنایی جهان محسوب می‌شود. نام آگاتا کریستی که به او لقب «ملکه‌ی جنایت» داده‌اند، در کتاب رکوردهای گینس، به عنوان پرفروش‌ترین داستان‌نویس تمام ادوار، به ثبت رسیده است.

نقد، بررسی و نظرات رمان پنج بامداد پایان پیام

📚 Kowsar 💎
۱۴۰۵/۰۴/۰۳
واقعا فوق العاده بود و غیر قابل حس که قاتل کیه چون هر کدوم انگیزه خودشون رو داشتن. مخصوصا رالف با ازدواج و دروغ های به اورسلا. اینکه راوی قاتل باشه واقعا وحشتناکه چون هم باهاش ارتباط بیشتری گرفتی و هم اینکه درباره خودش صحبت نمیکنه، خلاصه تو ذوقم خورد. البته پوآرو و داستان هاش که آگاتا روایت می کنه اونقدر جزئیات زیبا و دقیقی رو گفته که ضعیف ترینش هم لایق پنج ستاره هست. فضولی اهالی دهکده مخصوصا کرولاین خواهر دکتر واقعا آزار دهنده بود. تقریبا سی صفحه اولیه کتاب یه زندگینامه کوتاه از آگاتا گفته شده که درباره زندگی شخصی، روند کتابهاش و درک شخصیت خودش خوندنش توصیه میشه. هر شخصیت از کی الهام گرفته شده و همین طور درباره ی همسر باستان شناسش که چطور حامیش بوده. ممنون از کتابراه برای کتابی از آگاتا و کارگاه محبوبش پوآرو.
سیده فاطمه حجازی نیاکی
۱۴۰۳/۰۶/۲۸
باسلام باز هم شاهکار دیگری از آگاتا کریستی واقعا عالی بود به هیچ وجه نمیشد قاتل راحدس زد خصوصا که خودش راوی بود و آدم خوبی بود توصیه میکتم علاقمندان به کتابهای جنایی حتما بخونن و لذتشوببرن ازکتابراه عزیز هم خواهش دارم که کتابهای آگاتا را رایگان کنن تاما بیشتر لذت ببریم
Hdyg Dgfdg
۱۳۹۹/۱۰/۱۶
بسیار کتاب عالی و خوبی است. من عاشق کتابای آگاتا کریستی هستم. لطفا کتاب مردی با لباس قهوه را که اثر آگاتا کریستی است داخل کتابراه‌ بیاورد. به نظر من کتاب مردی با لباس قهوه بهترین کتاب آگاتا کریستی است. هم ماجراجویانه و جذاب و معمایی است.
❤M❤
۱۴۰۱/۰۳/۳۱
واقعا عالی بود آخرش غیر قابل باور بود به تمام دوستانی که به مطالب جنایی علاقه دارند این نسخه وهمچنین رمان فوق العاده خشکسالی رو پیشنهاد میکنم
سولماز ابومحبوب
۱۴۰۰/۰۵/۰۵
کتاب خوبی بود ولی خیلی تند تند ماجراهارو کنار هم گذاشته بود انگار فقط نویسنده میخواست کتاب و زود تموم کنه اخرای کتاب هم میشد حدس زد قاتل کیه
نادیا امیرعضدی
۱۳۹۸/۰۸/۱۷
جزو شاهکارهای اگاتا کریستی هست. با ترجمه‌های دیگری خوانده بودم که به مراتب قوی تر بود. همان ماجرای قتل راجر اکروید هست.
رها ن
۱۳۹۴/۱۱/۰۵
خوب بود. ولی آگاتا کتابای خیلی قشنگتر هم داره. قتل در زمین گلف خیییلی بهتر بود. ولی نمیدونم چرا این کتابش بیشتر معروف شده. بهرحال ممنون
مریم آصف
۱۳۹۵/۰۲/۱۷
کتاب کوتاه و فوق العاده ایه؛ مدرک و سرنخ قابل دسترس از اول دست خوانندس ولی کسی دقت نمیکنه! فوق العادس
Marmar
۱۴۰۳/۰۹/۲۸
من عاشق کتابهای جنایی هستم چون سریال پوارو رو دنبال می‌کردم، حس خیلی خوبی داشتم از خوندن کتاب …
الیز
۱۴۰۳/۰۵/۲۶
باسلام، بنظر من این کتاب فوقالعاده بود و تا فصل ۱۲ عمرا بفهمی قاتل کیه و واقعا خوندنش لذت بخش بود
مهشاد مرتضوی
۱۳۹۶/۰۶/۱۴
وای اصن روانی شدم رمانو خوندم کی فکرشو میکرد اینجوری تموم شه 😔😔😔
shirin pishdadi
۱۳۹۶/۰۳/۱۵
بسیار عالی... تمام آثار آگاتا کریستی ستودنیه... نویسنده مورد علاقه من👏👏👏👏👏
فرح محمدى
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
کتابهای خانم آگاتا کریستی به ویژه با حضور هرکول پوارو همیشه تازه و جالبند.
رضا کلانتریان
۱۴۰۵/۰۱/۱۰
واقعا کتاب خواندنی و جذاب تا آخر قاتل مشخص نیست حتما توصیه میکنم!
یاسمین زارع دزفولی
۱۴۰۳/۰۸/۱۵
سلام.
ترجمه گنگ و ضعیف
کلمات انگلیسی به جای پاورقی در خود متن بودن.
دیدن همه 29 نقد و نظر رمان پنج بامداد پایان پیام...
👋 سوالی دارید؟