خیلى دلم مى خواست اوّلین نوشته هاى من در مورد تو باشد، امّا چنین نشد، زیرا نوشتن براى تو به این سادگى ها نیست، باید توفیق، رفیق راهم مى شد.
اکنون نمى دانم چگونه از تو تشکّر کنم، به من توفیق دادى تا براى دوستان خوبت از سخنانِ زیبایت بنویسم. امیدوارم که توانسته باشم قدمى هر چند کوتاه براى بیان خوبى ها و مهربانى هاى تو برداشته باشم.
در میان کتاب هاى مختلف به جستجو پرداختم، بیشتر به دنبال گفتگوهایى بودم که تو با پیامبران خود داشته اى، سعى کردم که پیام اصلى سخنان تو را براى بندگان خوبت بیان کنم.
اکنون که بر من منّت نهاده اى و توفیق نوشتن این کتاب را به من دادى، چشمم به لطف و مهربانى توست. اگر لطف دیگرى کنى ممنون تو هستم، من آرزو دارم که این کتاب بتواند جوانان را قدرى با مهربانى تو آشناتر کند.
دوستت دارم و همیشه منتظر مهربانى هاى تو هستم. اى خداى خوب من!
بله
















