در کتاب «ادبیات داستانی» نویسندهی کتاب، جمال میرصادقی، این اصطلاح را اینگونه تعریف کرده است: «ادبیات داستانی(Fiction) بر آثار منثوری دلالت دارد که از ماهیت تخیلی برخوردار باشد، غالباً به قصه، داستان کوتاه، رمان و انواع وابسته به آنها «ادبیات داستانی» میگویند؛ بنابراین، این اصطلاح ادبی، نمایشنامهی منظوم و حماسه و تراژدی و کمدی را در بر نمیگیرد، یعنی به منظومههای غنایی و بزمی نظیر «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرگانی و «خسرو و شیرین» ابومحمد الیاس نظامی گنجهای و حماسهی «شاهنامهی فردوسی، ادبیات داستانی نمیگویند و این آثار در حیطهی ادبیات (Literature)به معنی خاص آن قرار میگیرد. ادبیات داستانی فقط معرف آثار داستانی منثور است.
و در فرهنگ اصطلاحات ادبی، در تعریف ادبیات داستانی آمده: «این اصطلاح، کلاً به آن دسته از آثار روایتی منثور اطلاق میشود که جنبهی خلاقانهی آنها بر واقعیت غلبه دارد و شامل: قصه، داستان کوتاه، داستان بلند و رمان میشود.»
«ادبیات داستانی، هنر و فن ابداع و بازنمایی زندگی بشری از طریق به کارگیری واژگان مکتوب برای آموزش یا دگرگونی آن و یا هر دو میباشد.»
و ادبیات داستانی به طور کلی در عرف نقد امروز به آثار روایتی تخیلی خلاقهی منثور، در حوزهی نثر داستانی گفته میشود. اساس ادبیات داستانی تخیل، و آدمها و حوادث آن ساخته و پرداختهی ذهن نویسنده است و با این وجود، این تخیلات ریشه در واقعیتهای عینی و ملموس اجتماعی دارند.
بله






















